هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، غم و اندوه ناشی از دوری از یارانش سخن میگوید. او از زندگی بدون عشق و همراهی ناراضی است و خود را در آتش هجران میسوزاند. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از داغ عشق و دیوانگی ناشی از آن میگوید و از ابر لطف طلب رحمت میکند. او خود را فقیر و بندهای در برابر نازنینان میداند و از ناامیدی و دلبرکندگی از شاخ بقا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۰۱ - همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام
همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام
میرم از این غم که بی یاران چرا من زنده ام ۱
تاب وصلم نیست ایمه چون زیم در هجر تو
وای بر مردن چو من در زندگی وامانده ام ۲
داغ سودای غمت دیوانه کردم ای پری
زانسبب چونشمع گه در گریه گه در خنده ام ۳
گرچه آزاد جهانم همچو سرو ای ابر لطف
رحمتی فرما که از دست تهی شرمنده ام ۴
همت من در نظر نارد جز آنخورشید رخ
گرچه درویشم نظر جای بلند افکنده ام ۵
نازنینان گر کشندم سر نمی تابم ز حکم
پادشاهانند ایشان من فقیر و بنده ام ۶
زین چمن اهلی مرا دیگر بهیچ امید نیست
زانکه از شاخ بقا چونغنچه دل برکنده ام ۷
میرم از این غم که بی یاران چرا من زنده ام ۱
تاب وصلم نیست ایمه چون زیم در هجر تو
وای بر مردن چو من در زندگی وامانده ام ۲
داغ سودای غمت دیوانه کردم ای پری
زانسبب چونشمع گه در گریه گه در خنده ام ۳
گرچه آزاد جهانم همچو سرو ای ابر لطف
رحمتی فرما که از دست تهی شرمنده ام ۴
همت من در نظر نارد جز آنخورشید رخ
گرچه درویشم نظر جای بلند افکنده ام ۵
نازنینان گر کشندم سر نمی تابم ز حکم
پادشاهانند ایشان من فقیر و بنده ام ۶
زین چمن اهلی مرا دیگر بهیچ امید نیست
زانکه از شاخ بقا چونغنچه دل برکنده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۰ - از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۲ - در کمال است جمال تو که ما می طلبیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.