خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق به معشوق و رنجهای ناشی از دوری و حسادت دیگران سخن میگوید. او خود را ذرهای حقیر در برابر آفتاب وجود معشوق میداند و از غم و سوز عشق مینالد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۱۶ - خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
... از کوی او بر آیم ۱
در صحبت حریفان از چشم اشکبارم
طوفان غم برآید چون من ز در درآیم ۲
سوزم ز شوق رویت وز رشک همدمانت
هرچند بیش سوزم پیش تو کمتر آیم ۳
من ذره حقیرم در خاک ره فتادم
ای آفتاب بنگر کز خاک ره برآیم ۴
گوش تو با حریفان من در فغان چو بلبل
باد است پیشت ایگل حرفی که من سرایم ۵
از طعنه حسودان جانم بر آید از تن
هرگاه همچو اهلی سوی تو دلبر آیم ۶
... از کوی او بر آیم ۱
در صحبت حریفان از چشم اشکبارم
طوفان غم برآید چون من ز در درآیم ۲
سوزم ز شوق رویت وز رشک همدمانت
هرچند بیش سوزم پیش تو کمتر آیم ۳
من ذره حقیرم در خاک ره فتادم
ای آفتاب بنگر کز خاک ره برآیم ۴
گوش تو با حریفان من در فغان چو بلبل
باد است پیشت ایگل حرفی که من سرایم ۵
از طعنه حسودان جانم بر آید از تن
هرگاه همچو اهلی سوی تو دلبر آیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۵ - ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۷ - اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.