هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه و عرفانی، از دوری از معشوق و آرزوی نزدیکی به او سخن میگوید. او صبوری در دوری را میپذیرد، اما دوری از معشوق را نمیخواهد. شاعر از سجده بر درگاه معشوق و خاکساری در برابر او لذت میبرد و آرزو میکند که همچون شمع، نور وجود معشوق را دریافت کند. او از رقیبان میترسد و میخواهد که معشوق به او اعتماد کند. در نهایت، شاعر آرزو میکند که از شراب عشق معشوق مست شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۱۷ - اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
ولی خدا نگذارد که از تو دور شوم ۱
سرم ز سجده این در چه خوش حضوری یافت
خوش آنکه خاک درت از سر حضور شوم ۲
شبی چو آبحیات از درم درآ ای شمع
که گرچه ظلمت محضم تمام نور شوم ۳
باختیار چرا در رهت نگردم خاک
که در فراق تو خاک از سر سرور شوم ۴
تو بدگمان مشو ایگل که من نه آنمرغم
که گر بخلد روم بیتو صید حور شوم ۵
سگ رقیب تو غافل ز حلم شیران است
مباد آنکه ز غیرت بر او غیور شوم ۶
برغم کج نظران جرعه یی به اهلی بخش
که از شراب تو مست می طهور شوم ۷
ولی خدا نگذارد که از تو دور شوم ۱
سرم ز سجده این در چه خوش حضوری یافت
خوش آنکه خاک درت از سر حضور شوم ۲
شبی چو آبحیات از درم درآ ای شمع
که گرچه ظلمت محضم تمام نور شوم ۳
باختیار چرا در رهت نگردم خاک
که در فراق تو خاک از سر سرور شوم ۴
تو بدگمان مشو ایگل که من نه آنمرغم
که گر بخلد روم بیتو صید حور شوم ۵
سگ رقیب تو غافل ز حلم شیران است
مباد آنکه ز غیرت بر او غیور شوم ۶
برغم کج نظران جرعه یی به اهلی بخش
که از شراب تو مست می طهور شوم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۶ - خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۸ - شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.