هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی‌های معشوق و درد عشق را توصیف می‌کند. شاعر از نگاه معشوق، لب‌های جانفزای او و حال خودش که در فراق مبتلا شده سخن می‌گوید. او از عشق مجنون‌وار خود می‌گوید و دیگران را به دیدن حالش دعوت می‌کند. در پایان، شعر به مفاهیم عرفانی مانند سجده بر روی دوست و صفای عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

شماره ۱۱۴۱ - قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین

قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین
آن چشم مست و آن نگه دلربا ببین ۱

اجزای حسن او همه یک یک نگاه کن
وانگه بیا و حال من مبتلا ببین ۲

من زارتر ز صورت مجنونم از غمش
هر کس که باورش نشود گو بیا ببین ۳

ای مست ناز چند بخشم نظر کنی
یکره مرا بگوشه چشم رضا ببین ۴

جور تو ذره وار ببادم اگر دهد
یکذره از تو روی نتابم وفا ببین ۵

بر روی دوست سجده اهل نظر رواست
زاهد درین میانه تو روی خدا ببین ۶

اهلی کدورتی که تو داری ز خامی است
عاشق شو و چو شمع بسوز و صفا ببین ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۰ - ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۲ - دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.