این شعر از حافظ، به رابطهی عاشقانه و عرفانی میان انسان و معشوق (یا خدا) میپردازد. شاعر از ضعف خود و سایهاش در راه عشق سخن میگوید و از معشوق میخواهد که پس از برکشیدنش، او را به خاک نیفکند. همچنین، تأکید میکند که آزار دلهای زار روا نیست و وفاداری به معشوق، حتی با رنج و سوختن، ارزشمند است. تصاویر زیبایی مانند سرو، گل، و باغبان برای توصیف رابطهی عاشقانه استفاده شدهاند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۴۲ - دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
گه منم باز پس از سایه و گه سایه ز من ۱
ایکه چون سایه مرا مهر تو برداشت ز خاک
چونکه بر داشتیم باز بخاکم مفکن ۲
رچه خواهی بکن آزار دل زار مکن
جام جم گر شکنی غم نبود دل مشکن ۳
باغبان جامه درد همچو گل از دست رخت
که بدور تو نگه کس نکند سرو و سمن ۴
بقلم هم نکشد مثل تو صورتگر چین
سرو نازی که بود لاله رخ و غنچه دهن ۵
آفتابا بچمن گر گذری سرو صفت
سجده قد تو چون سایه کند سرو چمن ۶
اهلی از داغ بتان شرط وفا سوختن است
یا بسوز از غم او یا ز وفا لاف مزن ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.