هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از درد فراق و زخمهای عشق سخن میگوید. شاعر از دیدن یار محبوب، غمزههای کشنده، و اشکهای گرم یاد میکند و احساسات عمیق خود را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'زخم بر استخوان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۱۴۵ - خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
ولی گرانی سر کی بر آن توان دیدن ۱
مرا ز تیغ تو بر استخوان بود زخمی
که همچو پسته توان مغز استخوان دیدن ۲
ز تیر غمزه که تاب آرد ای کمان ابرو
دو چشم ترک تو در خانه کمان دیدن ۳
نشاط این من و یعقوب خسته میدانیم
جمال یار سفر کرده ناگهان دیدن ۴
ز اشک گرم کشد میل دیده را اهلی
که کوری است رخت پیش مردمان دیدن ۵
ولی گرانی سر کی بر آن توان دیدن ۱
مرا ز تیغ تو بر استخوان بود زخمی
که همچو پسته توان مغز استخوان دیدن ۲
ز تیر غمزه که تاب آرد ای کمان ابرو
دو چشم ترک تو در خانه کمان دیدن ۳
نشاط این من و یعقوب خسته میدانیم
جمال یار سفر کرده ناگهان دیدن ۴
ز اشک گرم کشد میل دیده را اهلی
که کوری است رخت پیش مردمان دیدن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۴ - میخواست شب که داغ نهد دلستان من
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۶ - گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.