خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق و درد فراق سخن میگوید. او از بند عشق، زیبایی معشوق، و دردهای ناشی از این عشق صحبت میکند و ابراز میدارد که حاضر است جان خود را فدای معشوق کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۱۱۵۳ - هرکه زنجیرش نهد مشکین کمندی ایچنین
هرکه زنجیرش نهد مشکین کمندی ایچنین
گر بود دیوانه نگریزد ز بندی اینچنین ۱
بر زمین پای سمندت ناید از شوخی ولی
حیف باشد بر زمین پای سمندی اینچنین ۲
چشم من، چون داغ بر دست تو بیند چشم من
کی بچشم خود توان دیدن گزندی اینچنین ۳
با هزاران دردمندی جان فدایت میکنم
وه چرا ننگ آیدت از دردمندی اینچنین ۴
دست اهلی کوته از بختست چون آرد ببر
دست کوتاهی چنان سرو بلندی اینچنین ۵
گر بود دیوانه نگریزد ز بندی اینچنین ۱
بر زمین پای سمندت ناید از شوخی ولی
حیف باشد بر زمین پای سمندی اینچنین ۲
چشم من، چون داغ بر دست تو بیند چشم من
کی بچشم خود توان دیدن گزندی اینچنین ۳
با هزاران دردمندی جان فدایت میکنم
وه چرا ننگ آیدت از دردمندی اینچنین ۴
دست اهلی کوته از بختست چون آرد ببر
دست کوتاهی چنان سرو بلندی اینچنین ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۲ - وه که بازار کف عنان دل برون خواهد شدن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۴ - گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.