هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا بیانگر درد هجران و فراق یار است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارات عمیق، احساس تنهایی، اشتیاق و رنج دوری از معشوق را توصیف میکند. او از غیرت، عشق سوزان و امید به دیدار دوباره سخن میگوید و در نهایت، به پیر شدن و امید به لطف جوانمردی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارات و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۵۴ - گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
ناگه از جایی که مقصودست سر خواهد زدن ۱
یار رفت از شهر و اینک از سواد دیده ام
خیمه با او مردم چشمم بدر خواهد زدن ۲
ساز مردم ساختم دانم که دور از او اجل
ناگهانم حلقه بر در بیخبر خواهد زدن ۳
دم زدم زانشمع و برق غیرتم سوزد دهان
گر سخن میگویم آتش در جگر خواهد زدن ۴
رخنه اندر بزم شیرین همچو خسرو کی کند
کوهکن هرچند سر بر سنگ در خواهد زدن ۵
دور باش ایهمنشین کاینک زبان ناصح کشید
باز بر رگهای جانم نیشتر خواهد زدن ۶
پیر شد اهلی اگر دولت جوانمردی کند
با حریف خویش دستی در کمر خواهد زدن ۷
ناگه از جایی که مقصودست سر خواهد زدن ۱
یار رفت از شهر و اینک از سواد دیده ام
خیمه با او مردم چشمم بدر خواهد زدن ۲
ساز مردم ساختم دانم که دور از او اجل
ناگهانم حلقه بر در بیخبر خواهد زدن ۳
دم زدم زانشمع و برق غیرتم سوزد دهان
گر سخن میگویم آتش در جگر خواهد زدن ۴
رخنه اندر بزم شیرین همچو خسرو کی کند
کوهکن هرچند سر بر سنگ در خواهد زدن ۵
دور باش ایهمنشین کاینک زبان ناصح کشید
باز بر رگهای جانم نیشتر خواهد زدن ۶
پیر شد اهلی اگر دولت جوانمردی کند
با حریف خویش دستی در کمر خواهد زدن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۳ - هرکه زنجیرش نهد مشکین کمندی ایچنین
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۵ - چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.