خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و ارادت خود به معشوق (که میتواند انسان یا نمادی از خداوند باشد) سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند، وجودش را ببیند و از او دریغ نورزد. شاعر خود را فدای معشوق میکند و حتی کشته شدن توسط معشوق را نیز ارزشمند میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'کشتن خود' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
شماره ۱۱۸۱ - شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
ای سر من خاک پایت زیر پای خود ببین ۱
گوشه چشمی فکن ای آفتاب و ذره وار
جان ما جمعی پریشان در هوای خود ببین ۲
دیده شد جای تو ز آن آرایمش چون لعل و در
نور چشم من بیا در دیده جای خود ببین ۳
جان فدایت میکنم ایکعبه جان رخ مپوش
پرده بگشا هر طرف خلقی فدای خود ببین ۴
یار اگر مارا کشد یک دیدنش صد خونبهاست
کشتن خود منگر ایدل خونبهای خود ببین ۵
آنکه رخ تابید و سنبل بر قفا افکند و رفت
صد هزاران دود دل گو در قفای خود ببین ۶
جام جم شو اهلی از عشق و مکش منت ز غیر
هرچه خواهی در دل خود از صفای خود ببین ۷
ای سر من خاک پایت زیر پای خود ببین ۱
گوشه چشمی فکن ای آفتاب و ذره وار
جان ما جمعی پریشان در هوای خود ببین ۲
دیده شد جای تو ز آن آرایمش چون لعل و در
نور چشم من بیا در دیده جای خود ببین ۳
جان فدایت میکنم ایکعبه جان رخ مپوش
پرده بگشا هر طرف خلقی فدای خود ببین ۴
یار اگر مارا کشد یک دیدنش صد خونبهاست
کشتن خود منگر ایدل خونبهای خود ببین ۵
آنکه رخ تابید و سنبل بر قفا افکند و رفت
صد هزاران دود دل گو در قفای خود ببین ۶
جام جم شو اهلی از عشق و مکش منت ز غیر
هرچه خواهی در دل خود از صفای خود ببین ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۰ - لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۲ - خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.