خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق و مستی و عشق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به دلش بیاید و در فتنههای زندگی فرو رود. همچنین، از زیبایی و جذابیت معشوق و نیاز به ادب در برابر او صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای فهم عمیقتر داشته باشد.
شماره ۱۱۸۴ - گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
در سینه من آی و در فتنه فرو کن ۱
چون غنچه دمد بوی ترا ایگل ز دل من
زنهار که بشکاف دل ریشم و بو کن ۲
ای قبله پرست از بت ما شرم نداری
تا چند کنی سجده گل روی باو کن ۳
کاری نکنی دیده زهاد که شورست
ساقی می ازین طایفه پنهان بسبو کن ۴
چوگان سر زلف بر آور بسر دوش
سرهای عزیزان همه در معرکه گو کن ۵
ای تشنه می شیره رز آب حیاتست
تا زهر نگردد حذر از عربده جو کن ۶
رخسار نکو آینه صنع الهی است
اهلی به ادب سجده آن روی نکو کن ۷
در سینه من آی و در فتنه فرو کن ۱
چون غنچه دمد بوی ترا ایگل ز دل من
زنهار که بشکاف دل ریشم و بو کن ۲
ای قبله پرست از بت ما شرم نداری
تا چند کنی سجده گل روی باو کن ۳
کاری نکنی دیده زهاد که شورست
ساقی می ازین طایفه پنهان بسبو کن ۴
چوگان سر زلف بر آور بسر دوش
سرهای عزیزان همه در معرکه گو کن ۵
ای تشنه می شیره رز آب حیاتست
تا زهر نگردد حذر از عربده جو کن ۶
رخسار نکو آینه صنع الهی است
اهلی به ادب سجده آن روی نکو کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۳ - سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۵ - بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.