هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود میگوید. او ابتدا با توصیف زیبایی و سرعت یار، از دیدارش سخن میگوید، اما سپس از دوری و رنج فراق شکایت میکند. شاعر با اشاره به داستانهای عاشقانه مانند پیر کنعان و مجنون، عمق غم و سرگشتگی خود را بیان میکند و در نهایت، به دنبال آرامش در میخانه و همت پیر مغان است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به میخانه و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۱۸۵ - بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
تا دیدمش رفت از نظر دیدن همان رفتن همان ۱
چون پیر کنعان از جهانبستم نظر از یار خود
جاییکه نور دیده ام شد از نظر پنهان روان ۲
اول بلطف و مردمی صید خودم کرد آن پری
اکنون بجورم میکشد اینم نبود از وی گمان ۳
گر خواب راحت بایدت مست در میخانه شو
کز همت پیر مغان میخانه شد دارالامان ۴
اهلی من مجنون صفت در وادی غم چون صبا
سرگشته ام زین غم که شد آن نوغزال از من رمان ۵
تا دیدمش رفت از نظر دیدن همان رفتن همان ۱
چون پیر کنعان از جهانبستم نظر از یار خود
جاییکه نور دیده ام شد از نظر پنهان روان ۲
اول بلطف و مردمی صید خودم کرد آن پری
اکنون بجورم میکشد اینم نبود از وی گمان ۳
گر خواب راحت بایدت مست در میخانه شو
کز همت پیر مغان میخانه شد دارالامان ۴
اهلی من مجنون صفت در وادی غم چون صبا
سرگشته ام زین غم که شد آن نوغزال از من رمان ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۴ - گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۶ - وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.