خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر احساس دوری و ناامیدی شاعر از معشوق است. او از بی‌توجهی معشوق و رنج ناشی از هجران شکایت می‌کند، اما در عین حال به امید بازگشت و وصل اشاره دارد. شاعر از تضاد بین نور و تاریکی، مهر و قهر، و وصل و هجران برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۷۹ - عالم چو آفتاب پر از نور کرده یی

عالم چو آفتاب پر از نور کرده یی
مارا چو سایه از بر خود دور کرده یی ۱

ای مست نرگس تو جهانی ز جام عیش
ما را بزهر چشم چه مخمورکرده یی ۲

یکذره نیست در دلت ای آفتاب مهر
خود را بمهر بهر چه مشهور کرده یی ۳

آخر سگ توایم چرا ز آستان وصل
ما را بسنگ تفرقه مهجور کرده یی ۴

بازآ که دست هجر ز بنیاد میکند
جان خراب را که تو معمور کرده یی ۵

مردم ز رشک آینه از وی چه دیده یی
کآن را همیشه مونس و منظور کرده یی ۶

اهلی بخواجگی ز ره بندگی رسید
آزاد خویش را بچه دستور کرده یی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۷۸ - آدم و گندم، من و خال لب جانانه یی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۰ - من کیم خسته دلی حال دگرگون شده یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.