خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و نقدی بر عقلگرایی است. شاعر از عشق و دیوانگی میگوید، از سوختن و ساختن، و از اهمیت باده و صحبت صافی و لطیف. او همچنین به فناپذیری زندگی اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که از عشق معشوق بهره ببرد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشارهای به مصرف باده وجود دارد که مناسب سنین پایین نیست.
شماره ۱۲۷۸ - آدم و گندم، من و خال لب جانانه یی
آدم و گندم، من و خال لب جانانه یی
من نه آن مرغم که در دام آردم هر دانه یی ۱
درنگیرد صحبت من با دم ارباب عقل
هم مگر در جوشم آرد آتش دیوانه یی ۲
سوختم از صلح و جنگت همچو آتش تا بکی
گه برافروزی چراغی گه بسوزی خانه یی ۳
باده می باید که صافی باشد و ساقی لطیف
بزم شاهی گر نباشد گوشه ویرانه یی ۴
پیش از آن اهلی که خواب واپسین گیرد ترا
حالیا از عشق او فرصت شمار افسانه یی ۵
من نه آن مرغم که در دام آردم هر دانه یی ۱
درنگیرد صحبت من با دم ارباب عقل
هم مگر در جوشم آرد آتش دیوانه یی ۲
سوختم از صلح و جنگت همچو آتش تا بکی
گه برافروزی چراغی گه بسوزی خانه یی ۳
باده می باید که صافی باشد و ساقی لطیف
بزم شاهی گر نباشد گوشه ویرانه یی ۴
پیش از آن اهلی که خواب واپسین گیرد ترا
حالیا از عشق او فرصت شمار افسانه یی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷۷ - بیا و درد هجران را دوا ده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷۹ - عالم چو آفتاب پر از نور کرده یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.