خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و جدایی مینالد و بیان میکند که دلش از آرزوی دیدار معشوق پاره پاره شده است. او از بیکسی و نبود یاری دلسوز شکایت دارد و از دردهای عاطفی و تنهایی رنج میبرد. در نهایت، شاعر به پذیرش شرایط و قناعت به زندگی ساده اشاره میکند.
این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۲۹۶ - با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
صد پاره گشت و دارد هر پاره آرزویی ۱
هر سو بمهربانی در کار من طبیبی
من خود هلاک مردن از داغ تندخویی ۲
مردیم از خموشی بگذار تا برآریم
از گریه هایهایی وز ناله هایهویی ۳
رسوای شهر و کویم آخر چنین برآید
اورا که یار باشد همچون تو جنگجویی ۴
اهلی که عار کردی از تخت پادشاهی
آخر ببین که قانع گشته بخاک کویی ۵
صد پاره گشت و دارد هر پاره آرزویی ۱
هر سو بمهربانی در کار من طبیبی
من خود هلاک مردن از داغ تندخویی ۲
مردیم از خموشی بگذار تا برآریم
از گریه هایهایی وز ناله هایهویی ۳
رسوای شهر و کویم آخر چنین برآید
اورا که یار باشد همچون تو جنگجویی ۴
اهلی که عار کردی از تخت پادشاهی
آخر ببین که قانع گشته بخاک کویی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۵ - خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۷ - این چه رفتارست کایشمشاد قامت میکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.