هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان موجودی ظالم و بیرحم یاد میکند که نه تنها او، بلکه همه جهان را میکشد. او از این مینالد که عشق چگونه میتواند همزمان هم او را بسوزاند و هم بکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و مرگ ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۲۹۸ - تا کی ای رشگ پری عالمی از غم بکشی
تا کی ای رشگ پری عالمی از غم بکشی
در غم آن من دل خسته بماتم بکشی ۱
مردم از دست تو تا چند ترا جور بود
نه که خوبی بتو دادند که آدم بکشی ۲
گر بعیسی نفسی جان بدهد باز لبت
جان من خلق جهان را بتو یکدم بکشی ۳
چونهمه عالم از انفاس تو جان یافته اند
نیست کس را سخنی گر همه عالم بکشی ۴
اهلی سوخته چونشمع چه کردست که تو
هم بسوزی ز غم خویشتن هم بکشی ۵
در غم آن من دل خسته بماتم بکشی ۱
مردم از دست تو تا چند ترا جور بود
نه که خوبی بتو دادند که آدم بکشی ۲
گر بعیسی نفسی جان بدهد باز لبت
جان من خلق جهان را بتو یکدم بکشی ۳
چونهمه عالم از انفاس تو جان یافته اند
نیست کس را سخنی گر همه عالم بکشی ۴
اهلی سوخته چونشمع چه کردست که تو
هم بسوزی ز غم خویشتن هم بکشی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۷ - این چه رفتارست کایشمشاد قامت میکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۹ - شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.