خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق شدید به معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که ای کاش میتوانست مانند دلش در حضور معشوق وجود داشته باشد. او از بیتوجهی معشوق به حالش شکایت دارد و آرزو میکند که معشوق مانند یوسف در بازار عشق به او توجه میکرد. همچنین، شاعر از رنج عشق و اشتیاقش میگوید و آرزو میکند که ای کاش مرگش به دست معشوق رقم میخورد.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۲۹۹ - شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
کاشکی جان همچو دل پیشش وجودی داشتی ۱
راستی را گر کسی میبود سرو بوستان
پیش سرو قامتت سر در سجودی داشتی ۲
سوختیم از شوق و هیچ از حال ما آگه نیی
آتش پنهان ما ایکاش دودی داشتی ۳
یوسف جان پیش ما بودی نه با بیگانگان
گر خریداری درین بازار سودی داشتی ۴
ایخوش آن کز ناوک مژگان او گشتی هلاک
گر اجل در کار اهلی دیر و زودی داشتی ۵
کاشکی جان همچو دل پیشش وجودی داشتی ۱
راستی را گر کسی میبود سرو بوستان
پیش سرو قامتت سر در سجودی داشتی ۲
سوختیم از شوق و هیچ از حال ما آگه نیی
آتش پنهان ما ایکاش دودی داشتی ۳
یوسف جان پیش ما بودی نه با بیگانگان
گر خریداری درین بازار سودی داشتی ۴
ایخوش آن کز ناوک مژگان او گشتی هلاک
گر اجل در کار اهلی دیر و زودی داشتی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۸ - تا کی ای رشگ پری عالمی از غم بکشی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۰ - چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.