هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و بیخبری معشوق مینالد و از جفا و بیتوجهی او شکایت میکند. او آرزو میکند که بتواند از نگاه معشوق بپرهیزد و از زندگی خود ناامید است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و غمگین است که برای درک عمیقتر نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۳۲۰ - از من خبر ای پسر نداری
از من خبر ای پسر نداری
عاشق شده ام خبر نداری ۱
ما را بفغان میار از غم
گر طاقت دردسر نداری ۲
از زندگی ام چرا ملولی
شمشیر جفا مگر نداری ۳
خواهم که نظر بپوشم از جان
از بسکه بمن نظر نداری ۴
اهلی چه خوش آنکه رخ براهش
بر خاک نهی و بر نداری ۵
عاشق شده ام خبر نداری ۱
ما را بفغان میار از غم
گر طاقت دردسر نداری ۲
از زندگی ام چرا ملولی
شمشیر جفا مگر نداری ۳
خواهم که نظر بپوشم از جان
از بسکه بمن نظر نداری ۴
اهلی چه خوش آنکه رخ براهش
بر خاک نهی و بر نداری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۹ - هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲۱ - گر کشد خاطر حزین باری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.