هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به ستایش معشوق و توصیف احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر معشوق را درمانگر دردهایش، خریدار دلش، و مایه آرامش خود میداند. همچنین، از زیبایی و نازکی معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که حضور معشوق مانند بهار همیشگی است و خزانی در کار نیست.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۱۹ - هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
گر پس از صد سال خواهد مرد خوندارش تویی ۱
گرچه از مستی در آزارم ولی جام دلم
به بود گر نشکنی چون هم خریدارش تویی ۲
یکنفس هر کسکه دید این تندی خوی تو گفت
وای بر جان دل افکاری که دلدارش تویی ۳
بر رخش آن سبزه خط میخورد چونگل بخار
جانفدای آن گلی کز نازکی خارش تویی ۴
نوبهار حسن او اهلی خزانش کی رسد
خاصه کز آه سحرگه مرغ گلزارش تویی ۵
گر پس از صد سال خواهد مرد خوندارش تویی ۱
گرچه از مستی در آزارم ولی جام دلم
به بود گر نشکنی چون هم خریدارش تویی ۲
یکنفس هر کسکه دید این تندی خوی تو گفت
وای بر جان دل افکاری که دلدارش تویی ۳
بر رخش آن سبزه خط میخورد چونگل بخار
جانفدای آن گلی کز نازکی خارش تویی ۴
نوبهار حسن او اهلی خزانش کی رسد
خاصه کز آه سحرگه مرغ گلزارش تویی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۸ - اول ز عاشقان بوفا یاد میکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲۰ - از من خبر ای پسر نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.