هوش مصنوعی: این متن شعری است که به ناپایداری دنیا و بی‌ثباتی زندگی اشاره دارد. شاعر از مفاهیمی مانند مرگ، عشق، درد و رنج انسان سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌هایی مانند حباب، سنگ حادثه، و دیو اجل، به بی‌ثباتی و گذرایی زندگی می‌پردازد. در عین حال، اشاره‌هایی به عشق و امید نیز دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و رنج ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۱۳۶۲ - می خور که در سرای جهان نیست محکمی

می خور که در سرای جهان نیست محکمی
با داست چون حباب درین خانه خرمی ۱

می خور که سنگ حادثه خواهد شکست
گر شیشه سپهری و گر ساغر جمی ۲

ساقی بیا که دیو اجل در سرای ماست
صدگونه چاره ساخته بیچاره آدمی ۳

گر در وجود ماست شکستی چو مه چه غم
خورشید عشق را نرسد دره یی کمی ۴

ای مرهم دل از سرما سایه وا مگیر
کافاق سر بسر همه زخم و تو مرهمی ۵

دردی ز پیر میکده ساقی بما رسان
چون ما سگ دریم و تو در خانه محرمی ۶

دروایی که هر چه بود سنگ فتنه است
اهلی سگ توام که عجب مست و بیغمی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۱ - ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۳ - گر بود یوسفش گرانجانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.