هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه و عرفانی است که با استفاده از صنایع ادبی مختلف مانند ترصیع، تجنیس، تضمین و تشبیه، به توصیف عشق و فراق، زیبایی معشوق و رنجهای عاشق میپردازد. شاعر با بهکارگیری استعارههای زیبا مانند نسیم کاکل مشکین، شمیم سنبل پرچین و خیال روی معشوق، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۲ - نسیم کاکل مشکین کراست چون تو نگار
نسیم کاکل مشکین کراست چون تو نگار
شمیم سنبل پرچین کجاست مشک تتار ۱
شمیم خیزد از آهو ولی نه زین خوشتر
نسیم گل وزد اما چنین نه عنبر بار ۲
نسیم کاکل مشکین کرا خیزد از این خوشتر ۳
شمیم سنبل پرچین کجا ریزد چنین عنبر ۴
تقطیع: مفاعلین مفاعلین مفاعلین ۵
قافیه: مقید مجرد ۶
بحر: هزج مثمن سالم ۷
صنعت: ترصیع ۸
اگر چه نیست چو پروانه تاب شمع توام
ز من دریغ تو پروانه وصال مدار ۹
نمی شود دل تنگم ز دیدنت نومید
گرش بدیده مژگان همی نشانی خار ۱۰
فراق و داغ تو در خون دو نرگسم بنشاند
اگر غم تو بخون داردم نشان مگذار ۱۱
پروانه شمع تو شد دل کز وفا دارد نشان ۱۲
پروانه وصلش مده کش غم بخون دارد نشان ۱۳
تقطیع: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلان ۱۴
قافیه: مردف بردف ۱۵
بحر: رجز مثمن مذال ۱۶
صنعت: تجنیس تام ۱۷
ضرورت است مرا خود شنیدن این نوبت
که تازه دل شد از آن بوی مشک چین گلزار ۱۸
لبالب است زجان آن دهان و مسکین من
که داغها برم از وی بجان حسرت خوار ۱۹
بسست بویی از آن زلف مشکبویم زان
که بوی او دل مسکینم آورد به قرار ۲۰
تا شنید این جان مسکین بویی از آن زلف مشکین ۲۱
تازه شد زان بوی مشکین داغها بر جان مسکین ۲۲
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلییان ۲۳
قافیه: مردف بردف مفرد نوع دیگر ۲۴
بحر: رمل مثمن مسبغ ۲۵
صنعت: تجنیس خطی ۲۶
نهاده است خیالت چو پای بر جانم
شبی نخوابم از این سیل دیده بیدار ۲۷
اگر غم تو که آرد چنین شبیخونها
بریزدم به شبی خون که گویدش زنهار ۲۸
خیالت چو برجانم آرد شبیخون ۲۹
شبی آبم از دیده ریزد شبی خون ۳۰
تقطیع: فعولن فعولن فعولن فعولان ۳۱
قافیه: مردف بردف نوع دیگر ۳۲
بحر: متقارب مثمن مسبغ ۳۳
صنعت: تجنیس مرکب ۳۴
مگردمی نه از بن سان گشاده زلف آری
که گردن دلش از غم یکی رهد زهزار ۳۵
گزیر، نیست که پا بر سرم اجل بنهد
که چون رهایی ام از این کمند شد دشوار ۳۶
گر دمی زین کشی زیر پا بر سمند ۳۷
گردنی کی رهد چون رهی از کمند ۳۸
تقطیع: فاعلن فاعلن فاعلن فاعلان ۳۹
قافیه: مقید بحرف قید ۴۰
بحر: متدارک مذال ۴۱
صنعت: تجنیس مطرف، تضمین المزدوج ۴۲
سمن چوورد رخت دیدجان نثارش کرد
صبا چو گرد ترا یافت کرد دل ایثار ۴۳
یکی که وصف ترا ورد ساخت جان منست
که نقد حاصل خود گرد باخت در ره یار ۴۴
ورد رخت دید جان وصف تراورد ساخت ۴۵
گردترا یافت دل حاصل خود گرد باخت ۴۶
تقطیع: مفتعلن فاعلات مفتعلن فاعلات ۴۷
قافیه: مردف بردف مرکب ۴۸
بحر: منسرح مطوی موقوف ۴۹
صنعت: تجنیس ناقص ۵۰
سرم فدای تو بسیار یار غیر مشو
مسوزجان گران بار من دگر زین بار ۵۱
ترا زآتش غم گر چه سوخت بس عاشق
ولی باینهمه خواری یکی نگشت غبار ۵۲
طراوت گل رویت که برفروخت چمن
هزار خرمن گل را بسوخت سنبل وار ۵۳
بسیار یار آتش غم گر چه برفروخت ۵۴
انبار بار وین همه یکباره ام بسوخت(کذا) ۵۵
تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات ۵۶
قافیه: مردف بردف مرکب نوع دیگر ۵۷
بحر: مضارع اخرب مکفوف مقصور ۵۸
صنعت: تجنیس مکرر ۵۹
غباری از توسمن بوی مشک اگر نه بریزد
نه مشک خاک سیاهی است بر سر تاتار ۶۰
رخت که شمع صفت ریخت آبروی بتان
بسوخت بیخودم از تاب خویش چون گلنار ۶۱
بی تو سمن مشک که بر رخت ریخت ۶۲
خاک سیاهی بسر بخت بیخت ۶۳
تقطیع: مفتعلن مفتعلن فاعلات ۶۴
قافیه: مردف بردف نوع دیگر ۶۵
بحر: سریع مطوی موقوف ۶۶
صنعت: اشتقاق ۶۷
از این برآمده کاخ است خاک بر سر من
کزو امید ندارم مراد وصل و کنار ۶۸
یکی که جان مرا سوخت بیتو حاصل عمر
میان ما و تو تا کی شدست حایل دار ۶۹
این کاخ خاک بر سر جان سوخت بیتو حاصل ۷۰
دام مراد وصلت تا کی شدست حایل ۷۱
تقطیع: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن ۷۲
قافیه: مقید بتاسیس و دخیل ۷۳
بحر: مضارع جزوی اخرب جزوی سالم ۷۴
صنعت: قلب کل ۷۵
شمار غم ز تو گر جا بجا کنیم رقم
غم ترا بنویسیم تا به حشر شمار ۷۶
کی است سینه به ناخن مرا نه صد پاره
که شرح تیغ تو سازم بلوح سینه نگار ۷۷
از تو کجا چاک نیست سینه به ناخن ۷۸
تا بنویسم بحشر شرح تغابن ۷۹
تقطیع: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع ۸۰
قافیه: مقید بتاسیس ۸۱
صنعت: قلب بعض ۸۲
هلاک نرگس خویشم اگر کنی ایسرو
کلاه بخت بچرخ افکنم چو گل صدبار ۸۳
سعادتم بارادت چو خاک پای تو ساخت
زهی مزید محبت زهی سعادت یار ۸۴
هلاک نرگس خویشم اگر کنی بارادت ۸۵
کلاه بخت بچرخ افکنم چو گل ز سعادت ۸۶
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ۸۷
قافیه: مقید بتاسیس و دخیل نوعی دیگر ۸۸
بحر: مجتث مخبون ۸۹
صنعت: قلب مطرف ۹۰
اگر بر آن رخ کش دیده نیز میدیدی
تو باز از کرم خویش پرده بردار ۹۱
لب تو کردم ازین گونه خوش خراب از اشک
مرا بدرد چو شد بیم مرگ از او برادر ۹۲
بارخش وه نیز میدیدیم زین هوش خراب ۹۳
باز اگر میبرد بارم را بدر بیمرگ از آب ۹۴
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ۹۵
قافیه: مردف بردف مفرد ۹۶
بحر: رمل مثمن مقصور ۹۷
صنعت: مقلوب مستوی ۹۸
هزار سال چو رویت گلی نیارد کس
که چون من از همه سویش بود هزار هزار ۹۹
اگر چه در چمنی چون تو نوگلی نشکفت
نداشت درد گلی بلبلی چو من افکار ۱۰۰
چو رویت نیارد کسی نو گلی ۱۰۱
چو من هم ندارد گلی بلبلی ۱۰۲
تقطیع: فعولن فعولن فعولن فعل ۱۰۳
قافیه: مطلق مجرد ۱۰۴
بحر: متقارب محذوف ۱۰۵
صنعت: سجع متوازی ۱۰۶
یکی که سرزد ازو شوق روی تو دیدن
زذوق کوی تو کرد از بهشت چون من عار ۱۰۷
بدرد و داغ خوشیم از هوای وصلت زان
ز گشت باغ کشیدیم پای دل بکنار ۱۰۸
ز شوق روی تو دیدن بدرد و داغ خوشیم ۱۰۹
ز ذوق کوی تو دامن زگشت باغ کشیم ۱۱۰
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۱۱
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۱۲
قافیه: مطلق بخروج ۱۱۳
بحر: مجتث مخبون مقصور ۱۱۴
صنعت: سجع متوازی ۱۱۵
سزد اگر دل صید کمند تو شاد است
درین که پای سمندت برو کند رفتار ۱۱۶
یقین که تو چو من آهو نه کم اسیرت هست
ز آهویی چو بمیرد چه غم رسد به تتار ۱۱۷
دل صید کمندت شد و چون او نه کم استت ۱۱۸
در پای سمندت چو بمیرد چع غم استت ۱۱۹
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن ۱۲۰
قافیه: مطلق بخروج و مزید ۱۲۱
بحر: هزج اخرب مکفوف محذوف ۱۲۲
صنعت: سجع متوازی ۱۲۳
دل حزین چو خراب یکی نظر از تست
چه باشد ار بنمایی دمی رخ چو نگار ۱۲۴
یکی نما چو بتم چهره شاهدا ور من
پرستمت چو خراب توام دمی بگذار ۱۲۵
رخ ترا چو دمی بنگرم بمن ستم است
به یک نظر ستمی بر شکسته یی مگمار ۱۲۶
چو خراب یکنظرستمت چه شد ار دمی نگرستمت ۱۲۷
چه شد ار دمی نگرستمت چو خراب یکنظرستمت ۱۲۸
تقطیع: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن ۱۲۹
قافیه: مطلق بخروج و مزید و نایره ۱۳۰
بحر: کامل مثمن سالم ۱۳۱
صنعت: طرد و عکس ۱۳۲
بود لب شکرین تو شربت کوثر
خد تو لاله نوبر خط تو نیل عذار ۱۳۳
از آن قدتو که شد بنده قامت طوبیش
به سرو گو خط آزادگی خویش بیار ۱۳۴
لب تو شربت کوثر قد تو قامت طوبی
خد تو لاله نوبر خط تو سر خط خوبی ۱۳۵
قد تو قامت طوبی لب تو شربت کوثر ۱۳۶
خط تو سر خط خوبی خد تو لاله نوبر ۱۳۷
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ۱۳۸
بحر: مجتث مخبون ۱۳۹
تقطیع ایضا: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن ۱۴۰
بحر: رمل مخبون ۱۴۱
تقطیع ایضا: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ۱۴۲
بحر: هزج سالم ۱۴۳
قافیه: اول معروف و مجهول- ثانی مقید مجرد ۱۴۴
صنعت : ملون بسه بحر، موصول بدو حرف، نوعی دیگر طرد و عکس ۱۴۵
دل من از تو اگر زنده شد نباشد دور
چو من ز شکل تو دل زنده شد بت فرخار ۱۴۶
ولی به ملکت جان زد علم سپاه غمت
که تا برآردم از جان و عقل و هوش دمار ۱۴۷
دل ز تو در ملکت جان زد علم ۱۴۸
من ز تو دل زنده هم از اولم ۱۴۹
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن، مفتعلن مفتعلن فاعلن ۱۵۰
قافیه: معمول و غیر معمول ۱۵۱
بحر: رمل مسدس محذوف، سریع مطوی مکشوف ۱۵۲
صنعت: ذو بحرین ۱۵۳
خمد ز سستی تب پشت بیتو بس تن را
که ستیست بسی از تبت به بس تن زار ۱۵۴
تقطیع: مفعول مفاعلن فعولن ۱۵۵
قافیه: معمول و غیر معمول ۱۵۶
بحر: هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف ۱۵۷
صنعت: موصل منشاری ۱۵۸
وصالی ار چه کمم داده است بخت ولیک
چه من بیاد تو دایم خوشم وصال انگار ۱۵۹
اگر دوا نکنی درد ما ز دردی دن
تو چون خوشی مه من باد جان من بیمار ۱۶۰
همه مراد من ای مست ناز چون نظریست
مکن به تلخی غم ناامیدم از دیدار ۱۶۱
دگر شکست تنم نیک بین وعیب مکن
چرا که شیشه عیشش ز غم شکست انبار ۱۶۲
ای داده دوای دردم از دردی دن
من با تو خوشم گر تو خوشی هم با من ۱۶۳
مست نظریست نیک بین عیب مکن ۱۶۴
تلخی منما شیشه عیشش مشکن ۱۶۵
تقطیع: مفعول مفاعلن مفاعیل فعل ۱۶۶
قافیه: مقید مجرد ۱۶۷
بحر: هزج اخرب مقبوض مکفوف مجبوب ۱۶۸
صنعت: مصراع اول مقطوع، ثانی موصول بدو حرف، ثالث بسه حرف رابع بچهار حرف ۱۶۹
بجز تو نیست دلارام من که در عالم
من از برای تو رسوای دهرم ای دلدار ۱۷۰
ورای عشق محالم نمود کرداری
وگر رود دل و دینم نگردم از کردار ۱۷۱
دلارامم که در عالم علم کرد ۱۷۲
مرا رسوا هم او کرد و کرم کرد ۱۷۳
تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن فعولن ۱۷۴
قافیه: مقید مجرد ۱۷۵
بحر: هزج مسدس محذوف ۱۷۶
صنعت: غیر منقوط ۱۷۷
دلم به شیب ذقن غبغب تو چون بیند
که هست چین جبین تو بیش از آن بسیار ۱۷۸
همیشه چون بریم دین بچین زلف ای بت
غبار غم چه نمایم بتا ببین زنار ۱۷۹
شیب ذقن غبغبش چین بچین ۱۸۰
چین جبین بیش ز غبغب ببین ۱۸۱
تقطیع: مفتعلن مفتلعن فاعلات ۱۸۲
قافیه: مردف بردف مفرد ۱۸۳
بحر: سریع مطوی موقوف ۱۸۴
صنعت: منقوط ۱۸۵
مرا که جان نکند تازه غیر غمزه تو
نه میسزد که کنم جایت ای صنم دل تار ۱۸۶
یقین که جان رودم هر زمان ز حال از آنک
تویی میانه جان لحظه لحظه ای خونخوار ۱۸۷
جان کند تازه غمزه جانان ۱۸۸
میسزد جای وی میانه جان ۱۸۹
تقطیع: فاعلاتن مفاعلن فعلان ۱۹۰
قافیه: مردف بردف مفرد ۱۹۱
بحر: خفیف مسدس، عروض: مخبون اصلم مسبغ، ضرب: مقصور ۱۹۲
صنعت: رقطا ۱۹۳
شکار لا غرم اصلا نبینیم قیمت
که نامدست به پیش تو عالمش مقدار ۱۹۴
هزار یوسف کنعان برت چو چیزی نیست
که میخرد به پشیزی مرا درین بازار ۱۹۵
اصلا نبینی ما را بچیزی ۱۹۶
کامد به پیشت عالم پشیزی ۱۹۷
تقطیع: فعلن فعولن فعلن فعولن ۱۹۸
قافیه: مطلق مردف بردف ۱۹۹
بحر: متقارب اثلم ۲۰۰
صنعت: خیفا ۲۰۱
خیال روی تو تا بسته اند بر چه نسق
که جان نیافته شمعی نظیر آن رخسار ۲۰۲
اگر چه وجه تو در خورد ز دست چرخ رقم
کشیده نیک برو بیقلم خطت زنگار ۲۰۳
تویی که هر که بزیب و جمال جز تو بود
نه پیش حسن تو او راست نیم ذره و قار ۲۰۴
مگر زدست تو شیرین دهن بود که مدام
رخش چو صورت چین عالمیست بر دیوار ۲۰۵
تا بر چه نسق وجه تو زد چرخ رقم
کان شمع نظر کشیده نیکو بقلم ۲۰۶
هرگز بجمال جز تو دستش ندهد ۲۰۷
آراستنی چو صورت چین عالم ۲۰۸
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل ۲۰۹
قافیه : مقید مجرد ۲۱۰
بحر: هزج اخرب مکفوف مجبوب ۲۱۱
صنعت: مصراع اول حرفی منقوط و حرفی غیر منقوط، ثانی دو، ثالث سه، رابع ۲۱۲
چهارشنبه ایا جلیس موافق و زید باد بهار
چو غنچه کاسه می گیر و روی در چمن آر ۲۱۳
قیامتست دگر طرف باغ و کشت چمن
کسی که خیمه بصحرا نزد کسش مشمار ۲۱۴
بیار باده که بر ذهن هر چه پنهانست
بیک دو دور عیانست از صفای عقار ۲۱۵
ساقیا، بهار آمد قاش کن چه پنهانست ۲۱۶
غنچه که میگرید نرگسی که خندانست ۲۱۷
تقطیع: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلان ۲۱۸
قافیه: مطلق بردف و خروج ۲۱۹
بحر: هزج مثمن جزوی اشتر و جزوی سالم، عروض و ضرب مسبغ ۲۲۰
صنعت تشبیه کنایه- مراعات نظیر ۲۲۱
از آن گذر گه باغست همچو خلد اکنون
که باد روح فزایست همچو جان به گذار ۲۲۲
لوای گل که مخلد بود اگر نه بود
که جان برد ز جفای وی و ستیزه خار ۲۲۳
وزید بوی بهشت و قصور ماست ز هوش
نه وقت صبر و حضورست و گوشه ایهشیار ۲۲۴
باغست چو خلد اکنون خلد ارنه قصورستش ۲۲۵
بادست چو جان گر جان پیوسته حضورستش ۲۲۶
تقطیع: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن ۲۲۷
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید ۲۲۸
بحر: هزج مثمن جزوی اخرب و جزوی سالم ۲۲۹
صنعت: تشبیه مشروط ۲۳۰
خبر چو یافته زلف شب از بنفشه دگر
چنین بروی شبست از چه جعد تیره شعار ۲۳۱
طریق دلبریش بین که ساختست ز مشک
بنفشه دامی و انداختست مشک تتار ۲۳۲
با زلف شب بنفشه شبه ساختستمش ۲۳۳
نی نی شبست تیره بنشناختستمش ۲۳۴
تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن ۲۳۵
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید و نایره ۲۳۶
بحر: مضارع اخرب مکفوف محذوف ۲۳۷
صنعت: تشبیه تفضیل ۲۳۸
بنور گل چو دل روشنان بود گلشن
چو گلشنش دل شوریده روشنست انار ۲۳۹
چو دل روشن بود گلشن ۲۴۰
چو گلشن دل شود روشن ۲۴۱
تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن ۲۴۲
قافیه: لزوم مالایلزم ۲۴۳
بحر: هزج مربع ۲۴۴
صنعت: تشبیه عکس ۲۴۵
شمیم سنبل پرچین کجاست مشک تتار ۱
شمیم خیزد از آهو ولی نه زین خوشتر
نسیم گل وزد اما چنین نه عنبر بار ۲
نسیم کاکل مشکین کرا خیزد از این خوشتر ۳
شمیم سنبل پرچین کجا ریزد چنین عنبر ۴
تقطیع: مفاعلین مفاعلین مفاعلین ۵
قافیه: مقید مجرد ۶
بحر: هزج مثمن سالم ۷
صنعت: ترصیع ۸
اگر چه نیست چو پروانه تاب شمع توام
ز من دریغ تو پروانه وصال مدار ۹
نمی شود دل تنگم ز دیدنت نومید
گرش بدیده مژگان همی نشانی خار ۱۰
فراق و داغ تو در خون دو نرگسم بنشاند
اگر غم تو بخون داردم نشان مگذار ۱۱
پروانه شمع تو شد دل کز وفا دارد نشان ۱۲
پروانه وصلش مده کش غم بخون دارد نشان ۱۳
تقطیع: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلان ۱۴
قافیه: مردف بردف ۱۵
بحر: رجز مثمن مذال ۱۶
صنعت: تجنیس تام ۱۷
ضرورت است مرا خود شنیدن این نوبت
که تازه دل شد از آن بوی مشک چین گلزار ۱۸
لبالب است زجان آن دهان و مسکین من
که داغها برم از وی بجان حسرت خوار ۱۹
بسست بویی از آن زلف مشکبویم زان
که بوی او دل مسکینم آورد به قرار ۲۰
تا شنید این جان مسکین بویی از آن زلف مشکین ۲۱
تازه شد زان بوی مشکین داغها بر جان مسکین ۲۲
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلییان ۲۳
قافیه: مردف بردف مفرد نوع دیگر ۲۴
بحر: رمل مثمن مسبغ ۲۵
صنعت: تجنیس خطی ۲۶
نهاده است خیالت چو پای بر جانم
شبی نخوابم از این سیل دیده بیدار ۲۷
اگر غم تو که آرد چنین شبیخونها
بریزدم به شبی خون که گویدش زنهار ۲۸
خیالت چو برجانم آرد شبیخون ۲۹
شبی آبم از دیده ریزد شبی خون ۳۰
تقطیع: فعولن فعولن فعولن فعولان ۳۱
قافیه: مردف بردف نوع دیگر ۳۲
بحر: متقارب مثمن مسبغ ۳۳
صنعت: تجنیس مرکب ۳۴
مگردمی نه از بن سان گشاده زلف آری
که گردن دلش از غم یکی رهد زهزار ۳۵
گزیر، نیست که پا بر سرم اجل بنهد
که چون رهایی ام از این کمند شد دشوار ۳۶
گر دمی زین کشی زیر پا بر سمند ۳۷
گردنی کی رهد چون رهی از کمند ۳۸
تقطیع: فاعلن فاعلن فاعلن فاعلان ۳۹
قافیه: مقید بحرف قید ۴۰
بحر: متدارک مذال ۴۱
صنعت: تجنیس مطرف، تضمین المزدوج ۴۲
سمن چوورد رخت دیدجان نثارش کرد
صبا چو گرد ترا یافت کرد دل ایثار ۴۳
یکی که وصف ترا ورد ساخت جان منست
که نقد حاصل خود گرد باخت در ره یار ۴۴
ورد رخت دید جان وصف تراورد ساخت ۴۵
گردترا یافت دل حاصل خود گرد باخت ۴۶
تقطیع: مفتعلن فاعلات مفتعلن فاعلات ۴۷
قافیه: مردف بردف مرکب ۴۸
بحر: منسرح مطوی موقوف ۴۹
صنعت: تجنیس ناقص ۵۰
سرم فدای تو بسیار یار غیر مشو
مسوزجان گران بار من دگر زین بار ۵۱
ترا زآتش غم گر چه سوخت بس عاشق
ولی باینهمه خواری یکی نگشت غبار ۵۲
طراوت گل رویت که برفروخت چمن
هزار خرمن گل را بسوخت سنبل وار ۵۳
بسیار یار آتش غم گر چه برفروخت ۵۴
انبار بار وین همه یکباره ام بسوخت(کذا) ۵۵
تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات ۵۶
قافیه: مردف بردف مرکب نوع دیگر ۵۷
بحر: مضارع اخرب مکفوف مقصور ۵۸
صنعت: تجنیس مکرر ۵۹
غباری از توسمن بوی مشک اگر نه بریزد
نه مشک خاک سیاهی است بر سر تاتار ۶۰
رخت که شمع صفت ریخت آبروی بتان
بسوخت بیخودم از تاب خویش چون گلنار ۶۱
بی تو سمن مشک که بر رخت ریخت ۶۲
خاک سیاهی بسر بخت بیخت ۶۳
تقطیع: مفتعلن مفتعلن فاعلات ۶۴
قافیه: مردف بردف نوع دیگر ۶۵
بحر: سریع مطوی موقوف ۶۶
صنعت: اشتقاق ۶۷
از این برآمده کاخ است خاک بر سر من
کزو امید ندارم مراد وصل و کنار ۶۸
یکی که جان مرا سوخت بیتو حاصل عمر
میان ما و تو تا کی شدست حایل دار ۶۹
این کاخ خاک بر سر جان سوخت بیتو حاصل ۷۰
دام مراد وصلت تا کی شدست حایل ۷۱
تقطیع: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن ۷۲
قافیه: مقید بتاسیس و دخیل ۷۳
بحر: مضارع جزوی اخرب جزوی سالم ۷۴
صنعت: قلب کل ۷۵
شمار غم ز تو گر جا بجا کنیم رقم
غم ترا بنویسیم تا به حشر شمار ۷۶
کی است سینه به ناخن مرا نه صد پاره
که شرح تیغ تو سازم بلوح سینه نگار ۷۷
از تو کجا چاک نیست سینه به ناخن ۷۸
تا بنویسم بحشر شرح تغابن ۷۹
تقطیع: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع ۸۰
قافیه: مقید بتاسیس ۸۱
صنعت: قلب بعض ۸۲
هلاک نرگس خویشم اگر کنی ایسرو
کلاه بخت بچرخ افکنم چو گل صدبار ۸۳
سعادتم بارادت چو خاک پای تو ساخت
زهی مزید محبت زهی سعادت یار ۸۴
هلاک نرگس خویشم اگر کنی بارادت ۸۵
کلاه بخت بچرخ افکنم چو گل ز سعادت ۸۶
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ۸۷
قافیه: مقید بتاسیس و دخیل نوعی دیگر ۸۸
بحر: مجتث مخبون ۸۹
صنعت: قلب مطرف ۹۰
اگر بر آن رخ کش دیده نیز میدیدی
تو باز از کرم خویش پرده بردار ۹۱
لب تو کردم ازین گونه خوش خراب از اشک
مرا بدرد چو شد بیم مرگ از او برادر ۹۲
بارخش وه نیز میدیدیم زین هوش خراب ۹۳
باز اگر میبرد بارم را بدر بیمرگ از آب ۹۴
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ۹۵
قافیه: مردف بردف مفرد ۹۶
بحر: رمل مثمن مقصور ۹۷
صنعت: مقلوب مستوی ۹۸
هزار سال چو رویت گلی نیارد کس
که چون من از همه سویش بود هزار هزار ۹۹
اگر چه در چمنی چون تو نوگلی نشکفت
نداشت درد گلی بلبلی چو من افکار ۱۰۰
چو رویت نیارد کسی نو گلی ۱۰۱
چو من هم ندارد گلی بلبلی ۱۰۲
تقطیع: فعولن فعولن فعولن فعل ۱۰۳
قافیه: مطلق مجرد ۱۰۴
بحر: متقارب محذوف ۱۰۵
صنعت: سجع متوازی ۱۰۶
یکی که سرزد ازو شوق روی تو دیدن
زذوق کوی تو کرد از بهشت چون من عار ۱۰۷
بدرد و داغ خوشیم از هوای وصلت زان
ز گشت باغ کشیدیم پای دل بکنار ۱۰۸
ز شوق روی تو دیدن بدرد و داغ خوشیم ۱۰۹
ز ذوق کوی تو دامن زگشت باغ کشیم ۱۱۰
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۱۱
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۱۲
قافیه: مطلق بخروج ۱۱۳
بحر: مجتث مخبون مقصور ۱۱۴
صنعت: سجع متوازی ۱۱۵
سزد اگر دل صید کمند تو شاد است
درین که پای سمندت برو کند رفتار ۱۱۶
یقین که تو چو من آهو نه کم اسیرت هست
ز آهویی چو بمیرد چه غم رسد به تتار ۱۱۷
دل صید کمندت شد و چون او نه کم استت ۱۱۸
در پای سمندت چو بمیرد چع غم استت ۱۱۹
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن ۱۲۰
قافیه: مطلق بخروج و مزید ۱۲۱
بحر: هزج اخرب مکفوف محذوف ۱۲۲
صنعت: سجع متوازی ۱۲۳
دل حزین چو خراب یکی نظر از تست
چه باشد ار بنمایی دمی رخ چو نگار ۱۲۴
یکی نما چو بتم چهره شاهدا ور من
پرستمت چو خراب توام دمی بگذار ۱۲۵
رخ ترا چو دمی بنگرم بمن ستم است
به یک نظر ستمی بر شکسته یی مگمار ۱۲۶
چو خراب یکنظرستمت چه شد ار دمی نگرستمت ۱۲۷
چه شد ار دمی نگرستمت چو خراب یکنظرستمت ۱۲۸
تقطیع: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن ۱۲۹
قافیه: مطلق بخروج و مزید و نایره ۱۳۰
بحر: کامل مثمن سالم ۱۳۱
صنعت: طرد و عکس ۱۳۲
بود لب شکرین تو شربت کوثر
خد تو لاله نوبر خط تو نیل عذار ۱۳۳
از آن قدتو که شد بنده قامت طوبیش
به سرو گو خط آزادگی خویش بیار ۱۳۴
لب تو شربت کوثر قد تو قامت طوبی
خد تو لاله نوبر خط تو سر خط خوبی ۱۳۵
قد تو قامت طوبی لب تو شربت کوثر ۱۳۶
خط تو سر خط خوبی خد تو لاله نوبر ۱۳۷
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ۱۳۸
بحر: مجتث مخبون ۱۳۹
تقطیع ایضا: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن ۱۴۰
بحر: رمل مخبون ۱۴۱
تقطیع ایضا: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ۱۴۲
بحر: هزج سالم ۱۴۳
قافیه: اول معروف و مجهول- ثانی مقید مجرد ۱۴۴
صنعت : ملون بسه بحر، موصول بدو حرف، نوعی دیگر طرد و عکس ۱۴۵
دل من از تو اگر زنده شد نباشد دور
چو من ز شکل تو دل زنده شد بت فرخار ۱۴۶
ولی به ملکت جان زد علم سپاه غمت
که تا برآردم از جان و عقل و هوش دمار ۱۴۷
دل ز تو در ملکت جان زد علم ۱۴۸
من ز تو دل زنده هم از اولم ۱۴۹
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن، مفتعلن مفتعلن فاعلن ۱۵۰
قافیه: معمول و غیر معمول ۱۵۱
بحر: رمل مسدس محذوف، سریع مطوی مکشوف ۱۵۲
صنعت: ذو بحرین ۱۵۳
خمد ز سستی تب پشت بیتو بس تن را
که ستیست بسی از تبت به بس تن زار ۱۵۴
تقطیع: مفعول مفاعلن فعولن ۱۵۵
قافیه: معمول و غیر معمول ۱۵۶
بحر: هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف ۱۵۷
صنعت: موصل منشاری ۱۵۸
وصالی ار چه کمم داده است بخت ولیک
چه من بیاد تو دایم خوشم وصال انگار ۱۵۹
اگر دوا نکنی درد ما ز دردی دن
تو چون خوشی مه من باد جان من بیمار ۱۶۰
همه مراد من ای مست ناز چون نظریست
مکن به تلخی غم ناامیدم از دیدار ۱۶۱
دگر شکست تنم نیک بین وعیب مکن
چرا که شیشه عیشش ز غم شکست انبار ۱۶۲
ای داده دوای دردم از دردی دن
من با تو خوشم گر تو خوشی هم با من ۱۶۳
مست نظریست نیک بین عیب مکن ۱۶۴
تلخی منما شیشه عیشش مشکن ۱۶۵
تقطیع: مفعول مفاعلن مفاعیل فعل ۱۶۶
قافیه: مقید مجرد ۱۶۷
بحر: هزج اخرب مقبوض مکفوف مجبوب ۱۶۸
صنعت: مصراع اول مقطوع، ثانی موصول بدو حرف، ثالث بسه حرف رابع بچهار حرف ۱۶۹
بجز تو نیست دلارام من که در عالم
من از برای تو رسوای دهرم ای دلدار ۱۷۰
ورای عشق محالم نمود کرداری
وگر رود دل و دینم نگردم از کردار ۱۷۱
دلارامم که در عالم علم کرد ۱۷۲
مرا رسوا هم او کرد و کرم کرد ۱۷۳
تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن فعولن ۱۷۴
قافیه: مقید مجرد ۱۷۵
بحر: هزج مسدس محذوف ۱۷۶
صنعت: غیر منقوط ۱۷۷
دلم به شیب ذقن غبغب تو چون بیند
که هست چین جبین تو بیش از آن بسیار ۱۷۸
همیشه چون بریم دین بچین زلف ای بت
غبار غم چه نمایم بتا ببین زنار ۱۷۹
شیب ذقن غبغبش چین بچین ۱۸۰
چین جبین بیش ز غبغب ببین ۱۸۱
تقطیع: مفتعلن مفتلعن فاعلات ۱۸۲
قافیه: مردف بردف مفرد ۱۸۳
بحر: سریع مطوی موقوف ۱۸۴
صنعت: منقوط ۱۸۵
مرا که جان نکند تازه غیر غمزه تو
نه میسزد که کنم جایت ای صنم دل تار ۱۸۶
یقین که جان رودم هر زمان ز حال از آنک
تویی میانه جان لحظه لحظه ای خونخوار ۱۸۷
جان کند تازه غمزه جانان ۱۸۸
میسزد جای وی میانه جان ۱۸۹
تقطیع: فاعلاتن مفاعلن فعلان ۱۹۰
قافیه: مردف بردف مفرد ۱۹۱
بحر: خفیف مسدس، عروض: مخبون اصلم مسبغ، ضرب: مقصور ۱۹۲
صنعت: رقطا ۱۹۳
شکار لا غرم اصلا نبینیم قیمت
که نامدست به پیش تو عالمش مقدار ۱۹۴
هزار یوسف کنعان برت چو چیزی نیست
که میخرد به پشیزی مرا درین بازار ۱۹۵
اصلا نبینی ما را بچیزی ۱۹۶
کامد به پیشت عالم پشیزی ۱۹۷
تقطیع: فعلن فعولن فعلن فعولن ۱۹۸
قافیه: مطلق مردف بردف ۱۹۹
بحر: متقارب اثلم ۲۰۰
صنعت: خیفا ۲۰۱
خیال روی تو تا بسته اند بر چه نسق
که جان نیافته شمعی نظیر آن رخسار ۲۰۲
اگر چه وجه تو در خورد ز دست چرخ رقم
کشیده نیک برو بیقلم خطت زنگار ۲۰۳
تویی که هر که بزیب و جمال جز تو بود
نه پیش حسن تو او راست نیم ذره و قار ۲۰۴
مگر زدست تو شیرین دهن بود که مدام
رخش چو صورت چین عالمیست بر دیوار ۲۰۵
تا بر چه نسق وجه تو زد چرخ رقم
کان شمع نظر کشیده نیکو بقلم ۲۰۶
هرگز بجمال جز تو دستش ندهد ۲۰۷
آراستنی چو صورت چین عالم ۲۰۸
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل ۲۰۹
قافیه : مقید مجرد ۲۱۰
بحر: هزج اخرب مکفوف مجبوب ۲۱۱
صنعت: مصراع اول حرفی منقوط و حرفی غیر منقوط، ثانی دو، ثالث سه، رابع ۲۱۲
چهارشنبه ایا جلیس موافق و زید باد بهار
چو غنچه کاسه می گیر و روی در چمن آر ۲۱۳
قیامتست دگر طرف باغ و کشت چمن
کسی که خیمه بصحرا نزد کسش مشمار ۲۱۴
بیار باده که بر ذهن هر چه پنهانست
بیک دو دور عیانست از صفای عقار ۲۱۵
ساقیا، بهار آمد قاش کن چه پنهانست ۲۱۶
غنچه که میگرید نرگسی که خندانست ۲۱۷
تقطیع: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلان ۲۱۸
قافیه: مطلق بردف و خروج ۲۱۹
بحر: هزج مثمن جزوی اشتر و جزوی سالم، عروض و ضرب مسبغ ۲۲۰
صنعت تشبیه کنایه- مراعات نظیر ۲۲۱
از آن گذر گه باغست همچو خلد اکنون
که باد روح فزایست همچو جان به گذار ۲۲۲
لوای گل که مخلد بود اگر نه بود
که جان برد ز جفای وی و ستیزه خار ۲۲۳
وزید بوی بهشت و قصور ماست ز هوش
نه وقت صبر و حضورست و گوشه ایهشیار ۲۲۴
باغست چو خلد اکنون خلد ارنه قصورستش ۲۲۵
بادست چو جان گر جان پیوسته حضورستش ۲۲۶
تقطیع: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن ۲۲۷
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید ۲۲۸
بحر: هزج مثمن جزوی اخرب و جزوی سالم ۲۲۹
صنعت: تشبیه مشروط ۲۳۰
خبر چو یافته زلف شب از بنفشه دگر
چنین بروی شبست از چه جعد تیره شعار ۲۳۱
طریق دلبریش بین که ساختست ز مشک
بنفشه دامی و انداختست مشک تتار ۲۳۲
با زلف شب بنفشه شبه ساختستمش ۲۳۳
نی نی شبست تیره بنشناختستمش ۲۳۴
تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن ۲۳۵
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید و نایره ۲۳۶
بحر: مضارع اخرب مکفوف محذوف ۲۳۷
صنعت: تشبیه تفضیل ۲۳۸
بنور گل چو دل روشنان بود گلشن
چو گلشنش دل شوریده روشنست انار ۲۳۹
چو دل روشن بود گلشن ۲۴۰
چو گلشن دل شود روشن ۲۴۱
تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن ۲۴۲
قافیه: لزوم مالایلزم ۲۴۳
بحر: هزج مربع ۲۴۴
صنعت: تشبیه عکس ۲۴۵
تعداد ابیات: ۹۷
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱ - حمدی از حد افزون و سپاسی از قیاس بیرون سزاوار صانع بیچون که به کلک صنایع نگار بدایع آثار بر صحایف لطایف روزگار نظم قصیده موجودات با حسن صفات رقم کرده.
گوهر بعدی:بخش ۳ - هوا بسبزه گهر ریخت بلبل آب از چشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.