هوش مصنوعی: این شعر از غالباً غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، تقدیر، رضا و تسلیم در برابر خداوند سخن می‌گوید. او از فراز و نشیب‌های زندگی، غم‌ها و ناامیدی‌ها می‌گوید و در نهایت به رضایت از قضای الهی و توکل به خدا می‌رسد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تسلیم در برابر تقدیر و ناامیدی‌های زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۵۰ - خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت

خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت
که هم ز من پی من خلد را بنا انداخت ۱

چو نقش پا همه افتادگی ست هستی من
ز آسمان گله نبود اگر مرا انداخت ۲

سواد سایه همان صورت گلیم گرفت
همای فرخ اگر سایه بر گدا انداخت ۳

ز رزق خویش چه سان بر خورم که داس قضا
ز کشت خوشه درود و در آسیا انداخت ۴

به عز و ناز منه دل که افتد آخر کار
ز فرق مهر کلاهی که بر هوا انداخت ۵

به طعن بی اثری های ناله ما را کشت
ز کیش ماست خدنگی که سوی ما انداخت ۶

صحیفه پیش نگاه و نگاه کزلک تیز
دریغ گر به سر حرف مدعا انداخت ۷

اگر نه لطف شب وصل کاستن می خواست
ز روز هجر سخن در میان چرا انداخت؟ ۸

منم که با جگر تشنه می نوردم راه
به وادیی که خضر کوزه و عصا انداخت ۹

فغان ز غفلت غالب که کارش از سستی
ز دست رفته و داند که با خدا انداخت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹ - سحر دمیده و گل در دمیدنست مخسپ
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - فغان که برق عتاب تو آنچنانم سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.