هوش مصنوعی: این شعر از غالب، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، اندوه، و انتظار است. او از اضطراب درونی، ناامیدی از عشق، و امید به وصال سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به ناپایداری دنیا و وجود نور امید در میان تاریکی‌ها دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و اندوه‌آمیز نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۲ - غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست

غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست
هنوز در رگ اندیشه اضطرابی هست ۱

به بانگ صور سر از خاک برنمی دارم
هنوز در نظرم چشم نیم خوابی هست ۲

ز سردی نفس نامه بر توان دانست
که نارسیده پیام مرا جوابی هست ۳

به هرزه جان به غلط دادم و ندانستم
که یار دیرپسندی و زودیابی هست ۴

نظر فروز اداها به دشمن ارزانی
به من سپار اگر داغ سینه تابی هست ۵

ز شوری نمک پرسش نهانی تست
اگر مرا جگر تشنه عتابی هست ۶

خود اولین قدح می بنوش و ساقی شو
که آخر از طرف تست گر حجابی هست ۷

مگر دهم جگر تشنه را دلی به دروغ
نشان دهید به راهش اگر سرابی هست ۸

ز سردمهری ایام نیستیم نژند
که در خرابه ما روی آفتابی هست ۹

بهار هند بود برشگال هان غالب
در این خزانکده هم موسم شرابی هست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱ - در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - هند را رند سخن پیشه گمنامی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.