هوش مصنوعی: شاعر در این متن از فراوانی سخنوران و سخنانشان می‌گوید و به نادر بودن عشق و هنر واقعی اشاره می‌کند. او از عشق، رنج‌های آن، و نادر بودن فهم واقعی عشق سخن می‌گوید. همچنین، به ناپایداری دنیا و فریب‌های آن اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات به رنج‌های عشق و ناپایداری دنیا اشاره دارند که ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر سنگین باشد.

شماره ۸۸ - گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست

گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست
گفتند اندرین که تو گفتی سخن بسی ست ۱

معنی غریب مدعی و خانه زاد ماست
هر جا عقیق نادر و اندر یمن بسی ست ۲

مشکین غزاله ها که نبینی به هیچ دشت
در مرغزارهای ختا و ختن بسی ست ۳

در صفحه نبودم همه آنچه در دلست
در بزم کمترست گل و اندر چمن بسی ست ۴

لیلی به دشت قیس رسیده ست ناگهان
در کاروان جمازه محمل فگن بسی ست ۵

باید به غم نخوردن عاشق معاف داشت
آن را که دل ربودن و نشناختن بسی ست ۶

زور شراب جلوه بت کم شمرده ایم
اما نظر به حوصله برهمن بسی ست ۷

گر در هوای قرب تو بستیم دل مرنج
خود ناگشوده جای در آن انجمن بسی ست ۸

تأثیر آه و ناله مسلم، ولی مترس
ما را هنوز عربده با خویشتن بسی ست ۹

غالب نخورد چرخ فریب ار هزار بار
گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۷ - با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - لعل تو خسته اثر التماس کیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.