هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، فراق، و دردهای روحی سخن می‌گوید. او از معشوق، وصال، و رنج‌های عشق یاد می‌کند و گاهی به مضامین عرفانی و مذهبی مانند شهادت در کربلا اشاره دارد. زبان شعر پر از استعاره و کنایه است و احساسات عمیق شاعر را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند شهادت و رنج‌های عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۲۱ - دماغ اهل فنا نشئه بلا دارد

دماغ اهل فنا نشئه بلا دارد
به فرقم اره طلوع پر هما دارد ۱

به وعده گاه خرام تو کرد نمناکم
بیا که شوقم از آوارگی حیا دارد ۲

گشاد شست ادای تو دلنشین منست
اگر خدنگ تو در دل نشست جا دارد ۳

ز من مترس که ناگه به پیش قاضی حشر
هجوم ناله لبم را ز ناله وا دارد ۴

دلم فسرد بیفزا به وعده ذوق وصال
چراغ کشته همان شعله خونبها دارد ۵

تپم ز رشک، همانا به جستجوی کسی ست
که خور ز تاب خود آتش به زیر پا دارد ۶

پی عتاب همانا بهانه می طلبد
شکایتی که ز ما نیست هم به ما دارد ۷

خوش ست دعوی آرایش سر و دستار
ز جلوه کف خاکی که نقش پا دارد ۸

ز جور دست تهی ناله از نهادم جست
نیی که برگ ندارد همان نوا دارد ۹

ز سادگی رمد از حرف عشق و من به گمان
که دوست تجربه ای دارد از کجا دارد ۱۰

به خون تپیدن گلها نشان یکرنگی ست
چمن عزای شهیدان کربلا دارد ۱۱

فغان که رحم بدآموز یار شد غالب
روا نداشت که بر ما ستم روا دارد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - غم من از نفس پندگو چه کم گردد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - آزادگی ست سازی اما صدا ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.