هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و شوق به معشوق، حسرت و دوری از او، و احساسات عمیق خود سخن می‌گوید. او از تأثیرات عشق بر زندگی خود، از جمله بی‌قراری، سرمستی، و رسوایی می‌گوید و از طبیعت و عناصری مانند آب و آتش برای بیان احساساتش استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۳۶ - شادم به خیالت که ز تابم بدر آورد

شادم به خیالت که ز تابم بدر آورد
از کشمکش حسرت خوابم بدر آورد ۱

فریاد که شوق تو به کاشانه زد آتش
وانگاه پی بردن آبم بدر آورد ۲

رسوایی من خواست مگر کاین همه سرمست
دور فلک از بزم شرابم بدر آورد ۳

افگنده به جیحون فلک از وادی و شادم
کز پیچ و خم موج سرابم بدر آورد ۴

جان بر سر مکتوب تو از شوق فشاندن
از عهده تحریر جوابم بدر آورد ۵

نازم به نگاهت که ز سرمستی انداز
از تفرقه مهر و عتابم بدر آورد ۶

ساقی نگهی تا بشناسم ز چه جامست
آن باده که از بند حجابم بدر آورد ۷

نازم به گرانمایگی سعی تحیر
کز سر حد این دیر خرابم بدر آورد ۸

آن کشتی اشکسته ز موجم که تباهی
افگند در آتش گر از آبم بدر آورد ۹

غالب ز عزیزان وطن بوده ام اما
آوارگی از فرد حسابم بدر آورد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - هم «انا الله » خوان درختی را به گفتار آورد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - اگر داغت وجودم را در اکسیر نظر گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.