هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا یا شاعری مشابه، درباره عشق حقیقی و رهایی از تعلقات دنیوی است. شاعر بر ضرورت بینیازی از دو جهان، صبر در عشق، و فداکاری در راه معشوق تأکید دارد. همچنین، تضاد میان ظاهر و باطن، و اهمیت خلوت و عبادت در کنشهای عاشقانه مورد توجه قرار گرفته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند فداکاری و ریاضت در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۳ - به عشق از دو جهان بی نیاز باید بود
به عشق از دو جهان بی نیاز باید بود
مجاز سوز حقیقت گداز باید بود ۱
به جیب حوصله نقد نشاط باید ریخت
به جان شکوه تغافل طراز باید بود ۲
چو لب ز هرزه نوایان شوق نتوان شد
چو دل ز پرده سرایان راز باید بود ۳
چو بزم عشرتیان تازه رو توان جوشید
چو شمع خلوتیان جان گداز باید بود ۴
کمر نهفته به تاراج خویش باید بست
شریک مصلحت سعی ناز باید بود ۵
چو شوق بال گشاید توان به خود بالید
چو ناز جلوه گر آید نیاز باید بود ۶
به صحن میکده سرمست می توان گردید
به کنج صومعه وقت نماز باید بود ۷
به خون تپیده ذوق نگاه نتوان زیست
شهید آن مژه های دراز باید بود ۸
نگه ز دیده بیدار جو که سائل را
به کدیه طالب درهای باز باید بود ۹
چه بر ز راحت آزادگی خوری غالب؟
ترا که این همه با برگ و ساز باید بود ۱۰
مجاز سوز حقیقت گداز باید بود ۱
به جیب حوصله نقد نشاط باید ریخت
به جان شکوه تغافل طراز باید بود ۲
چو لب ز هرزه نوایان شوق نتوان شد
چو دل ز پرده سرایان راز باید بود ۳
چو بزم عشرتیان تازه رو توان جوشید
چو شمع خلوتیان جان گداز باید بود ۴
کمر نهفته به تاراج خویش باید بست
شریک مصلحت سعی ناز باید بود ۵
چو شوق بال گشاید توان به خود بالید
چو ناز جلوه گر آید نیاز باید بود ۶
به صحن میکده سرمست می توان گردید
به کنج صومعه وقت نماز باید بود ۷
به خون تپیده ذوق نگاه نتوان زیست
شهید آن مژه های دراز باید بود ۸
نگه ز دیده بیدار جو که سائل را
به کدیه طالب درهای باز باید بود ۹
چه بر ز راحت آزادگی خوری غالب؟
ترا که این همه با برگ و ساز باید بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - به مقصدی که مر آن را ره خدا گویند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - دانست کز شهادتم امید حور بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.