هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند شهادت، عشق الهی، رندی، غرور، و انتظار ظهور سخن می‌گوید. شاعر از تجربه‌های روحانی و عرفانی خود می‌گوید و به مفاهیمی مانند بخشش، غرور، و انتظار برای ظهور اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم مانند «شهادت»، «غرور»، و «ظهور» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۷۴ - دانست کز شهادتم امید حور بود

دانست کز شهادتم امید حور بود
برگشتنم ز دین دم بسمل ضرور بود ۱

رفت آن که ما ز حسن مدارا طمع کنیم
سررشته در کف «ارنی گوی » طور بود ۲

محرم مسنج رند «انا الحق » سرای را
معشوقه خودنمای و نگهبان غیور بود ۳

سالک نگفته ایم که منزل شناس نیست
بی جاده ماند راه از آن رو که دور بود ۴

نازم به امتیاز که بگذشتن از گناه
با دیگران ز عفو و به ما از غرور بود ۵

ای آن که از غرور به هیچم نمی خری
زان پایه بازگوی که پیش از ظهور بود ۶

درد دلم به حشر ز شدت نهفته ماند
خون باد ناله ای که هم آهنگ صور بود ۷

دل از تو بود و تو پی الزام ما ز ما
بردی نخست آنچه ز جنس شعور بود ۸

قطع پیام کردی و دانستم آشتی ست
دلاله خوبروی و دلم ناصبور بود ۹

دادی صلای جلوه و غالب کناره کرد
کو بخش آن گدا که ز غوغا نفور بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - به عشق از دو جهان بی نیاز باید بود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - قدر مشتاقان چه داند؟ درد ما چندش بود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.