هوش مصنوعی:
این شعر از غزلهای حزین و عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق، ناامیدی، و بیعدالتی سخن میگوید. او از رنجهای دل، بیتوجهی معشوق، و ناکامیهای زندگی مینالد و گاهی نیز به مسائل اجتماعی و اخلاقی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، ناامیدی، و انتقادهای اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از ابیات ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند که برای سنین پایینتر پیچیده است.
شماره ۲۰۷ - کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
بی فتنه سر رهگذری را چه کند بس؟ ۱
بگداخت دل از ناله مگر این همه بس نیست
بیهوده امید اثری را چه کند بس؟ ۲
کیموس مپیمای و ز اخلاط مفرمای
تا دشنه نباشد، جگری را چه کند بس؟ ۳
در هدیه دل و دین به صد ابرام پذیرد
منت نه سرمایه بری را چه کند بس؟ ۴
انصاف دهم چون نگراید به من از مهر
دلداده آشفته سری را چه کند بس؟ ۵
با خویشتن از رشک مدارا نتوان کرد
در راه محبت خضری را چه کند بس؟ ۶
گر سرخوشی از باده مرادست بیاشام
واعظ تو و یزدان، خبری را چه کند بس؟ ۷
نایافته بارم به نراندن چه شکیبم
گیرم که خود از تست دری را چه کند کس؟ ۸
آن نیست که صحرای سخن جاده ندارد
واژون روش کج نگری را چه کند کس؟ ۹
غالب به جهان پادشهان از پی دادند
فرمانده بیدادگری را چه کند کس؟ ۱۰
بی فتنه سر رهگذری را چه کند بس؟ ۱
بگداخت دل از ناله مگر این همه بس نیست
بیهوده امید اثری را چه کند بس؟ ۲
کیموس مپیمای و ز اخلاط مفرمای
تا دشنه نباشد، جگری را چه کند بس؟ ۳
در هدیه دل و دین به صد ابرام پذیرد
منت نه سرمایه بری را چه کند بس؟ ۴
انصاف دهم چون نگراید به من از مهر
دلداده آشفته سری را چه کند بس؟ ۵
با خویشتن از رشک مدارا نتوان کرد
در راه محبت خضری را چه کند بس؟ ۶
گر سرخوشی از باده مرادست بیاشام
واعظ تو و یزدان، خبری را چه کند بس؟ ۷
نایافته بارم به نراندن چه شکیبم
گیرم که خود از تست دری را چه کند کس؟ ۸
آن نیست که صحرای سخن جاده ندارد
واژون روش کج نگری را چه کند کس؟ ۹
غالب به جهان پادشهان از پی دادند
فرمانده بیدادگری را چه کند کس؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.