هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناتوانی‌ها و دردهای درونی خود سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که توانایی بیان احساساتش را ندارد و در حلقه‌ی نفس‌پرستان جایی ندارد. از ملالت و بی‌قراری درونی رنج می‌برد و خود را بی‌پا و درمانده می‌بیند. با این حال، به رحمت و کرم خداوند امیدوار است و سرنوشت خود را به او می‌سپارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲۴۸ - آنم که لب زمزمه فرسای ندارم

آنم که لب زمزمه فرسای ندارم
در حلقه سوهان نفسان جای ندارم ۱

خاموشم و در دل ز ملالم اثری نیست
سرجوش گداز نفسم لای ندارم ۲

خود رشته زند موج گهر گر چه من اکنون
جز رعشه به دست گهرآمای ندارم ۳

لرزد ز فرو ریختنش خامه در انشا
آن نیست که حرفی جگرآلای ندارم ۴

ناز تو فراوان بود و صبر من اندک
تو دست و دلی داری و من پای ندارم ۵

بگذار که از راه نشینان تو باشم
پایی که شود مرحله پیمای ندارم ۶

خاشاک مرا تاب شرر چهره فروزست
در جلوه سپاس از چمن آرای ندارم ۷

بی باده خجالت کشم از باد بهاری
صبح ست و دم غالیه اندای ندارم ۸

واعظ دم گیرای خود آرد به مصافم
گویی دل خودکامه خودرای ندارم ۹

غالب سر و کارم به گدایی به کریم است
گر وایه من دیر رسد وای ندارم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - این چه شورست که از شوق تو در سر دارم؟
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - ز من حذر نکنی گر لباس دین دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.