هوش مصنوعی:
این شعر از غالب، بیانگر درد عشق و هجران است. شاعر از شبهای طولانی دوری و دود دل سوخته میگوید و از بیخردی خود در پیمودن راه عشق سخن میراند. او با وجود رنجها، همچنان به عشق وفادار است و از تفرقه و جدایی میهراسد. شعر با تصاویری از مستی، میکده، و نالههای امیدوارانه پایان مییابد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند مستی و میکده ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۷۷ - چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان
چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان
زین گونه کرا روز به سر رفت؟ مگرمان ۱
آذر بپرستیم و رخ از شعله نتابیم
ای خوانده به سوی خود ازین راهگذرمان ۲
در عشق تو ضرب المثل راهروانیم
بگذار به ره خفته و از بیشه مبرمان ۳
از بی خردی کوی ترا خلد شمردیم
چونست که در کوی تو ره نیست دگرمان ۴
مستیم بیا تن زن و لب بر لب ما نه
حاشا که بود تفرقه لب ز شکرمان ۵
طول شب هجران بود اندر حق ما خاص
از همنفسان کس نشناسد به سحرمان ۶
بی وجه می آشفته و خواریم بدا ما
در میکده از ما نستانند اگرمان ۷
از ارزش ما بی هنران مانده شگفتی
در بند غم انداخته گردون به هنرمان ۸
چون تازگی حوصله خویش نداند
داند که بود ناله به امید اثرمان ۹
غالب چه زیان ناله اگر گرمروی کرد
سوزی به دل اندر نه و داغی به جگرمان ۱۰
زین گونه کرا روز به سر رفت؟ مگرمان ۱
آذر بپرستیم و رخ از شعله نتابیم
ای خوانده به سوی خود ازین راهگذرمان ۲
در عشق تو ضرب المثل راهروانیم
بگذار به ره خفته و از بیشه مبرمان ۳
از بی خردی کوی ترا خلد شمردیم
چونست که در کوی تو ره نیست دگرمان ۴
مستیم بیا تن زن و لب بر لب ما نه
حاشا که بود تفرقه لب ز شکرمان ۵
طول شب هجران بود اندر حق ما خاص
از همنفسان کس نشناسد به سحرمان ۶
بی وجه می آشفته و خواریم بدا ما
در میکده از ما نستانند اگرمان ۷
از ارزش ما بی هنران مانده شگفتی
در بند غم انداخته گردون به هنرمان ۸
چون تازگی حوصله خویش نداند
داند که بود ناله به امید اثرمان ۹
غالب چه زیان ناله اگر گرمروی کرد
سوزی به دل اندر نه و داغی به جگرمان ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - به خونم دست و تیغ آلود جانان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.