هوش مصنوعی:
شاعر از سرمستی و امیدواری به می گوید و بیان میکند که کلاهش را در دست دارد. او اشاره میکند که اگر لطف و کرمی ارزشی ندارد، لااقل استحقاق ترحم را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال پیچیده یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل معانی و ظرافتهای شعر نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
شماره ۱۵ - هستم ز می امید سرمست و بس است
هستم ز می امید سرمست و بس است
دارم سر این کلاه در دست و بس است ۱
گر ارزش لطف و کرمی نیست مباش
استحقاق ترحمی هست و بس است ۲
دارم سر این کلاه در دست و بس است ۱
گر ارزش لطف و کرمی نیست مباش
استحقاق ترحمی هست و بس است ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - در خورد تبر بود درختی که مراست
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - زان دوست که جان قالب مهر و وفاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.