هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و حماسی است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق خود می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه عشق می‌تواند حتی سخت‌ترین چیزها را نرم کند. او از درد هجران و از دست دادن نشاط و رنگ رخساره می‌گوید و تصمیم می‌گیرد که دیگر صبر نکند و برای رسیدن به معشوق خود از هیچ تلاشی دریغ نورزد. در بخشی از شعر، شاعر به مبارزه و جنگ اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حاضر است برای رسیدن به هدف خود حتی به جنگ نیز متوسل شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و همچنین اشاراتی به جنگ و مبارزه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای گروه‌های سنی پایین دشوار می‌کند.

بخش ۹ - شعر گفتن ورقه

بگفت ای چراغ دل و جان من
بت گل رخ و جان و جانان من ۱

به هجر اندرون کرد نتوان درنگ
شود نرم از عشق پولاد و سنگ ۲

نگارم شد و شد ز هجرش مرا
هم از دل نشاط و هم از روی رنگ ۳

کنون کم قضا سوی او ره نمود
نگیرم دگر در صبوری درنگ ۴

ز جان و ز خون معادی کنم
هوا تیره فام و زمین لاله رنگ ۵

نیارم شبیخون،‌ نسازم کمین
کزین هر دو بر مرد عارست و ننگ ۶

بتم گر به کام نهنگ اندرست
برون آرم او را ز کام نهنگ ۷

به خون ربیع ابن عدنان کنون
بشویم دل و جان به شمشیر جنگ ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۸ - سخن گفتن ورقه با پدر و جواب دادن پدرش
گوهر بعدی:بخش ۱۰ - شدن لشکر بنی شیبه به حی بنی ضبه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.