هوش مصنوعی:
شاعر از روزگار سخت و ناامیدی از رسیدن به معشوق شکایت میکند و آرزو میکند که معشوق از این سرنوشت تلخ در امان بماند. او اظهار میکند که دل سوختهاش را به خدا میسپارد و از دوری معشوق ناامید شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۴۰ - شعر گفتن ورقه
کنم آه ازین چرخ گردنده آه
که عیشم تبه کرد و روزم سیاه ۱
تو بدرود باش ای گرانمایه در
که من تن سپردم به خاک سیاه ۲
مبادا به تو بر تبه عیش و عمر
که هم عیش و هم عمر من شد تباه ۳
دل سوخته در غم مهر تو
همی برد خواهم به نزد اله ۴
دریغا که از وصل تو مر مرا
گسسته شد اومید و کوتاه راه ۵
که عیشم تبه کرد و روزم سیاه ۱
تو بدرود باش ای گرانمایه در
که من تن سپردم به خاک سیاه ۲
مبادا به تو بر تبه عیش و عمر
که هم عیش و هم عمر من شد تباه ۳
دل سوخته در غم مهر تو
همی برد خواهم به نزد اله ۴
دریغا که از وصل تو مر مرا
گسسته شد اومید و کوتاه راه ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۹ - چو گفت این، بگفتش که ای رادمرد
گوهر بعدی:بخش ۴۱ - مردن ورقه و خبریافتن گلشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.