خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

در این متن، راوی از دیدن یک سنگ سیاه با نقشی زشت و نوشته‌ای روی آن حکایت می‌کند که اشاره به پیکر کوش، شاه جهان دارد. راوی از کسی می‌پرسد که آیا از کار و داستان این پیکر آگاهی دارد و می‌خواهد از رازهای نهان آن با خبر شود.

متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و اسطوره‌ای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان کهن و ساختار شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

بخش ۳۳ - پرسش اسکندر درباره ی کوش

بدو گفت کای مایه ی سنگ و هوش
تو هیچ آگهی داری از کار کوش؟ ۱

که من چون همی آمدم با سپاه
به ره بر یکی سنگ دیدم سیاه ۲

بر او پیکری زشت کرده بپای
نبشته ست بر دست او رهنمای ۳

که این پیکر کوش، شاه جهان
بر او آشکارا شده هر نهان ۴

به گیتی ز شاهان برآورده نام
رسیده فزون از سه پانصد به کام ۵

به گیتی نبیند کس، آن کاو بدید
که داند رسیدن بدان کاو رسید؟ ۶

در آن آرزویم کزآن داستان
شوم آگه، ای مایه ی راستان ۷

اگر هیچ آگاهی از کار اوی
یکی رنجه شو، مر مرا بازگوی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۳۲ - فارک و بازماندگانش
گوهر بعدی:بخش ۳۴ - پاسخ مهانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.