هوش مصنوعی:
شاه بزمی باشکوه ترتیب میدهد و بزرگان ایران و طیهوریان را دعوت میکند. در این بزم، خوراکهای فراوان و نادر، میهای گوارا، و موسیقی دلنشین ارائه میشود. فضای بزم پر از عطر گلها و عنبر و مشک است و همه از این جشن لذت میبرند. در نهایت، مستی و شادی بر جمع غالب میشود.
رده سنی:
15+
این متن از نظر زبانی و محتوایی پیچیدگیهایی دارد که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف میتواند برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
بخش ۹۳ - در بزمگاه طیهور شاه
گذشت آن شب و بامداد پگاه
یکی بزمگاهی بیاراست شاه ۱
فرستاد، شاه آتبین را بخواند
بر آن تخت زر پیکرش برنشاند ۲
بزرگان ایران و طیهوریان
ببستند در پیش ایشان میان ۳
دو فرزند شاه ایستاد بپای
به زرّین کلاه و به چینی قبای ۴
چو خوالیگران نیز برخاستند
نهادند خوان و می آراستند ۵
از آن خوان جهان بوی بگرفت و رنگ
بتوفید گردون از آواز چنگ ۶
خورش دید بر خوان که هرگز ندید
نه از شهریاران ایران شنید ۷
همان گه به سوی خورش دست کرد
به دل خوشتر آمدش آن هرچه خورد ۸
فزون بود صدگونه بر خوان خورش
خنک هر که دارد چنان پرورش ۹
بپرداختند و بشستند دست
دگر تخت کردند جای نشست ۱۰
پرستنده بزمی بیاراست باز
نهادند ز آن بزم هرگونه ساز ۱۱
همه سازها گوهر آمیغ زر
چو طاووس چین باز گسترده پر ۱۲
همه بزمگه بود زرّین شکار
ز گوهر نگاریده بروی نگار ۱۳
جز آن بود صد گونه گل پیش شاه
از آن بر شکفته دل ریش شاه ۱۴
به خروار بار ترنج و بهی
نهاده برِ تختِ شاهنشهی ۱۵
ز بس سوختن عنبر و مشک ناب
سر بستری اندر آمد به خواب ۱۶
ز بس ناله ی چنگ و آواز نای
همی زُهره از خویشتن داشت پای ۱۷
می اندر قدح چون بگشتن گرفت
به مغز یلان بر گذشتن گرفت ۱۸
ز بویش گران شد سر سرکشان
ز رنگش همی داشت چهره نشان ۱۹
به گوش اندر افتاد آواز کوش
رمیدن گرفت از دل مرد هوش ۲۰
سپاه خرد شد گریزان ز مَی
ز رخ پرده ی شرم برداشت کی ۲۱
یکی بزمگاهی بیاراست شاه ۱
فرستاد، شاه آتبین را بخواند
بر آن تخت زر پیکرش برنشاند ۲
بزرگان ایران و طیهوریان
ببستند در پیش ایشان میان ۳
دو فرزند شاه ایستاد بپای
به زرّین کلاه و به چینی قبای ۴
چو خوالیگران نیز برخاستند
نهادند خوان و می آراستند ۵
از آن خوان جهان بوی بگرفت و رنگ
بتوفید گردون از آواز چنگ ۶
خورش دید بر خوان که هرگز ندید
نه از شهریاران ایران شنید ۷
همان گه به سوی خورش دست کرد
به دل خوشتر آمدش آن هرچه خورد ۸
فزون بود صدگونه بر خوان خورش
خنک هر که دارد چنان پرورش ۹
بپرداختند و بشستند دست
دگر تخت کردند جای نشست ۱۰
پرستنده بزمی بیاراست باز
نهادند ز آن بزم هرگونه ساز ۱۱
همه سازها گوهر آمیغ زر
چو طاووس چین باز گسترده پر ۱۲
همه بزمگه بود زرّین شکار
ز گوهر نگاریده بروی نگار ۱۳
جز آن بود صد گونه گل پیش شاه
از آن بر شکفته دل ریش شاه ۱۴
به خروار بار ترنج و بهی
نهاده برِ تختِ شاهنشهی ۱۵
ز بس سوختن عنبر و مشک ناب
سر بستری اندر آمد به خواب ۱۶
ز بس ناله ی چنگ و آواز نای
همی زُهره از خویشتن داشت پای ۱۷
می اندر قدح چون بگشتن گرفت
به مغز یلان بر گذشتن گرفت ۱۸
ز بویش گران شد سر سرکشان
ز رنگش همی داشت چهره نشان ۱۹
به گوش اندر افتاد آواز کوش
رمیدن گرفت از دل مرد هوش ۲۰
سپاه خرد شد گریزان ز مَی
ز رخ پرده ی شرم برداشت کی ۲۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۱
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۹۲ - پرورش اسب در سرزمین طیهور
گوهر بعدی:بخش ۹۴ - زنهار دادن طیهور آتبین را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.