۲۰۲ بار خوانده شده

بخش ۱۲۲ - نامه کردن طیهور شاه ماچین به سوی آتبین

ز ماچین سر ماه نامه رسید
سوی آتبین، کاین شگفتی که دید!

به خمدان چرا کرد، باید درنگ
چو دانی که نتوان گشادن به جنگ

از آن شهر یکباره دیده بخواب
نگه کن سوی شهر دیگر شتاب

که چین با سپاه است و با ساز و گنج
به خمدان چرا برد بایدت رنج

پر از گنج کوش است شهر و حصار
که آسان توان یافت بی کارزار

چنان دان که بدخواه تو گشت سست
چو در دستِ تو گنج او شد درست

چو بر دوغ باشد تو را دسترس
فزونتر بود هر زمانی مگس

کند سیم، خمّیده را پشت راست
خمیده شود هر که را سیم کاست

سباهی روان را به رنج آورد
همی روی از ایران به کنج آورد

چو آن نامه برخواند خسرو به راز
پشیمان شد از نستدن ساو و باز
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۱۲۱ - پیام نوشان به آتبین و پاسخ وی
گوهر بعدی:بخش ۱۲۳ - پیروزی آتبین بر شهرهای چین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.