هوش مصنوعی:
در این متن، نوشان یکی را انتخاب میکند تا پیامی به شاه برساند که جنگ با شهر دیگر بیفایده است و صلح بهتر است. پیامرسان به شاه میگوید که شهر مورد نظر به راحتی تسخیر نمیشود و منابع کافی برای مقاومت طولانی دارد. شاه در پاسخ اصرار میکند که حتی اگر زنان و کودکان و گنجینهها را بگیرد، باز هم به جنگ ادامه خواهد داد. مردم شهر از پاسخ شاه میترسند و نگران آینده هستند. در نهایت، جنگ دیگری به مدت یک ماه با تلفات زیاد از دو طرف رخ میدهد.
رده سنی:
16+
متن شامل موضوعات جنگ، مقاومت، و تصمیمگیریهای دشوار است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد. همچنین، توصیفهای خشونتآمیز و پیامدهای جنگ میتواند برای مخاطبان جوان سنگین باشد.
بخش ۱۲۱ - پیام نوشان به آتبین و پاسخ وی
دگر روز نوشان یکی برگزید
که گوید به گفتار و داند شنید ۱
بدو گفت از این شهر بیرون خرام
ز مردم سوی آتبین بر پیام ۲
که شهری همی گوید و لشکری
که تو شهریاری و گندآوری ۳
نه دانش بود شاه را این نشست
که این شهر هرگز نیاید به دست ۴
به ده سال کمتر نگردد خورش
که انبار شاه آید این پرورش ۵
فزون است انبار شاه از هزار
سراسر پر از دانه ی آبدار ۶
اگر شاه ده سال جنگ آورد
وگر روزگاری درنگ آورد ۷
همان است روزی و شادی همان
نیایدش سود از درنگ و زمان ۸
به چین اندرون شهرها دیگر است
کز این شهر دیوارشان کمتر است ۹
که بر در نیاردش کردن درنگ
توانی گشادن مر او را به جنگ ۱۰
وگر شرم داری همی گشت باز
از ایدر فرستیم یک ساله باز ۱۱
گر از شاه گیتی نکوهش بود
ز دارای چین هم پژوهش بود ۱۲
ولیکن روا است پنداشتی
که از جنگ بهتر بود آشتی ۱۳
و دیگر که دارای چین با سپاه
به نزدیکی، ما کشیده ست راه ۱۴
زمان تا زمان است کایدر رسد
اگر شاه برگشته باشد سزد ۱۵
ز ما این سخن شاه را پند باد
به پذیرفتن پند خرسند باد ۱۶
چو پیغام بشنید پاسخ فزود
کز این گفته شهری نیابند سود ۱۷
زن و کودک کوش و گنجش بنیز
به من داد باید دگر هیچ چیز ۱۸
مرا با سپاهی و شهری چه کار
چو از کاخ دشمن برآمد دمار؟ ۱۹
فرستاده زی شهر چون بازگشت
از او کوی و برزن پرآواز گشت ۲۰
ز پاسخ بترسید مردم همه
فتاد اندر ایشان بسی دمدمه ۲۱
که این کی توان کرد و کی شاید این
چه گوییم فردا به دارای چین ۲۲
دگر باره یک ماه کردند جنگ
به سنگ و به زوبین و تیر خدنگ ۲۳
فراوان ز خمدان و چین کشته شد
ز خون باره ی شهر آغشته شد ۲۴
که گوید به گفتار و داند شنید ۱
بدو گفت از این شهر بیرون خرام
ز مردم سوی آتبین بر پیام ۲
که شهری همی گوید و لشکری
که تو شهریاری و گندآوری ۳
نه دانش بود شاه را این نشست
که این شهر هرگز نیاید به دست ۴
به ده سال کمتر نگردد خورش
که انبار شاه آید این پرورش ۵
فزون است انبار شاه از هزار
سراسر پر از دانه ی آبدار ۶
اگر شاه ده سال جنگ آورد
وگر روزگاری درنگ آورد ۷
همان است روزی و شادی همان
نیایدش سود از درنگ و زمان ۸
به چین اندرون شهرها دیگر است
کز این شهر دیوارشان کمتر است ۹
که بر در نیاردش کردن درنگ
توانی گشادن مر او را به جنگ ۱۰
وگر شرم داری همی گشت باز
از ایدر فرستیم یک ساله باز ۱۱
گر از شاه گیتی نکوهش بود
ز دارای چین هم پژوهش بود ۱۲
ولیکن روا است پنداشتی
که از جنگ بهتر بود آشتی ۱۳
و دیگر که دارای چین با سپاه
به نزدیکی، ما کشیده ست راه ۱۴
زمان تا زمان است کایدر رسد
اگر شاه برگشته باشد سزد ۱۵
ز ما این سخن شاه را پند باد
به پذیرفتن پند خرسند باد ۱۶
چو پیغام بشنید پاسخ فزود
کز این گفته شهری نیابند سود ۱۷
زن و کودک کوش و گنجش بنیز
به من داد باید دگر هیچ چیز ۱۸
مرا با سپاهی و شهری چه کار
چو از کاخ دشمن برآمد دمار؟ ۱۹
فرستاده زی شهر چون بازگشت
از او کوی و برزن پرآواز گشت ۲۰
ز پاسخ بترسید مردم همه
فتاد اندر ایشان بسی دمدمه ۲۱
که این کی توان کرد و کی شاید این
چه گوییم فردا به دارای چین ۲۲
دگر باره یک ماه کردند جنگ
به سنگ و به زوبین و تیر خدنگ ۲۳
فراوان ز خمدان و چین کشته شد
ز خون باره ی شهر آغشته شد ۲۴
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۴
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۲۰ - قحط در شهر خمدان و بتنگ آمدن مردم
گوهر بعدی:بخش ۱۲۲ - نامه کردن طیهور شاه ماچین به سوی آتبین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.