هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از شب و بازگشت به غم دوست میگوید و با گریهای که از چشمش جاری شده، درد دلش را بیان میکند. او از اشکهایش که مانند سیخی به جگرش فرو رفتهاند، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۴ - آمد شب و بازگشتم اندر غم دوست
آمد شب و بازگشتم اندر غم دوست
هم با سر گریه ای که چشم را خواست ۱
خون دلم از هر مژه کز پلک فروست
سیخی است که پاره ای جگر بر سر اوست ۲
هم با سر گریه ای که چشم را خواست ۱
خون دلم از هر مژه کز پلک فروست
سیخی است که پاره ای جگر بر سر اوست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - گفتا: هر دل به عشق ما بینا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.