خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از شب و بازگشت به غم دوست میگوید و با گریهای که از چشمش جاری شده، درد دلش را بیان میکند. او از اشکهایش که مانند سیخی به جگرش فرو رفتهاند، سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۴ - آمد شب و بازگشتم اندر غم دوست
آمد شب و بازگشتم اندر غم دوست
هم با سر گریه ای که چشم را خواست ۱
خون دلم از هر مژه کز پلک فروست
سیخی است که پاره ای جگر بر سر اوست ۲
هم با سر گریه ای که چشم را خواست ۱
خون دلم از هر مژه کز پلک فروست
سیخی است که پاره ای جگر بر سر اوست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - گفتا: هر دل به عشق ما بینا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.