هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید. او از روزگار وصال و وعدههای شیرین یاد میکند که اکنون مانند سراب به نظر میرسند. شاعر از خستگی و ناراحتی خود میگوید و آرزو میکند که عاشقان از لبان معشوق بهرهمند شوند. در پایان، شاعر از گذشت زمان وصال اظهار تاسف میکند و آن را مانند سراب توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم انتزاعی مانند زمان و سراب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
تکه ۱۱ - رفت آن کم بر تو آبی بود
رفت آن کم بر تو آبی بود
یا سلام مرا جوابی بود ۱
از سر ناز وز سر خوبی
هر دمی با منت عتابی بود ۲
وعدههای خوشم همی داد
گویی آن وعدهها سرابی بود ۳
روزگار وصال چون بگذشت
گویی آن روزگار خوابی بود ۴
بر کف من ز دست ساقی بزم
هر نفس ساغر شرابی بود ۵
خستهٔ ماندهام نمیپرسی
که مرا خستهٔ خرابی بود ۶
حبذا آنکه از زکات لبت
عاشقان تو را نصابی بود ۷
سعدیا چون زمان وصل گذشت؟
ای دریغا که چون سرابی بود ۸
یا سلام مرا جوابی بود ۱
از سر ناز وز سر خوبی
هر دمی با منت عتابی بود ۲
وعدههای خوشم همی داد
گویی آن وعدهها سرابی بود ۳
روزگار وصال چون بگذشت
گویی آن روزگار خوابی بود ۴
بر کف من ز دست ساقی بزم
هر نفس ساغر شرابی بود ۵
خستهٔ ماندهام نمیپرسی
که مرا خستهٔ خرابی بود ۶
حبذا آنکه از زکات لبت
عاشقان تو را نصابی بود ۷
سعدیا چون زمان وصل گذشت؟
ای دریغا که چون سرابی بود ۸
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۸
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تکه ۱۰ - بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد
گوهر بعدی:تکه ۱۲ - یاد دارم که روزگاری بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.