هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به یاد روزگاری میافتد که در کنار یار و دلدارش بود و زندگیاش پر از شادی و عیش و نوش بود. او از دورانی یاد میکند که هیچ دردی نداشت و همه چیز برایش آماده بود. شاعر از یارش به عنوان کسی یاد میکند که در برابر مشکلات و سختیها، پشتیبان و همراه او بود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
تکه ۱۲ - یاد دارم که روزگاری بود
یاد دارم که روزگاری بود
که مرا پیش غمگساری بود ۱
با لب یار و در بر دلدار
هر زمانیم کار و باری بود ۲
جام عیش مرا نه دردی بود
گل وصل مرا نه خاری بود ۳
ز اهوی شیرگیر روبهباز
دل بیچاره را شکاری بود ۴
گرد آب حیات بر خورشید
از خط او بنفشهزاری بود ۵
همه اسباب عیشم آماده
یارب آن خود چه روزگاری بود ۶
گر جهان موجها زدی ز اغیار
سعدیش بس گزیده یاری بود ۷
که مرا پیش غمگساری بود ۱
با لب یار و در بر دلدار
هر زمانیم کار و باری بود ۲
جام عیش مرا نه دردی بود
گل وصل مرا نه خاری بود ۳
ز اهوی شیرگیر روبهباز
دل بیچاره را شکاری بود ۴
گرد آب حیات بر خورشید
از خط او بنفشهزاری بود ۵
همه اسباب عیشم آماده
یارب آن خود چه روزگاری بود ۶
گر جهان موجها زدی ز اغیار
سعدیش بس گزیده یاری بود ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تکه ۱۱ - رفت آن کم بر تو آبی بود
گوهر بعدی:تکه ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.