هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق، طوفان احساسات درونی، و نیاز به شفاعت و رهایی از گناهان سخن می‌گوید. تصاویر شاعرانه‌ای مانند بوسه بر آستان معشوق، طوفان گرد و غبار عصیان، و تشبیهات طبیعت (مانند سرو و گلرخ) به کار رفته است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به گناه و شفاعت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۷۵ - به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاست

به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاست
به یاد وصل تو از مرد و زن فغان برخاست ۱

برای آن که کند بوسه آستان تو را
زمین نشست به تمکین و آسمان برخاست ۲

غبار نیست در این راه بلکه این گردی است
که از فشاندن عصیان عصیان برخاست ۳

به ذوق نشئهٔ احرام طوف مرقد تو
عصا فکند ز کف پیر چون جوان برخاست ۴

چو روبروی حریمت شدم به استقبال
یقین ز باب سلام آمد و گمان برخاست ۵

شفاعت تو اگر دست ما به حشر نگیرد
ز بار معصیت از خاک، کی توان برخاست؟ ۶

ز بار منت گردون کسی شود آزاد
که همچو سرو به تعظیم گلرخان برخاست ۷

به ذوق خویش سعیدا ز کوی یار نرفت
که هچو آه ز دل های ناتوان برخاست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴ - آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - حرف هر کس ز فکر خام خود است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.