خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ظاهر خندان و دوستداشتنی شخصیتی سخن میگوید که در باطن جفا میکند. شاعر از ناتوانی خود در پنهان کردن رنجهایش میگوید و اشاره میکند که زخمهای او آشکارتر از آن است که نیاز به شاهد داشته باشد. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند عشق، رنج، و امید اشاره دارد و از استعارههای مذهبی و طبیعی برای بیان احساسات استفاده میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۶ - جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
جهان را دوستی امروز از صبحش نمایان است ۱
ز عریانی نباشد دست من زیر بغل دایم
که دست نارسا شرمنده از چاک گریبان است ۲
به شاهد نیست حاجت روز محشر کشتگانت را
که شمشیر تو خون آلود و زخم ما نمایان است ۳
دم عیسی است طالب را سموم وادی ایمن
که جنت کعبه رو را سایهٔ خار مغیلان است ۴
چه حرف است این سعیدا می توان دل کند از آن لب ها
که هم مرجان و هم یاقوت و هم لعل بدخشان است ۵
جهان را دوستی امروز از صبحش نمایان است ۱
ز عریانی نباشد دست من زیر بغل دایم
که دست نارسا شرمنده از چاک گریبان است ۲
به شاهد نیست حاجت روز محشر کشتگانت را
که شمشیر تو خون آلود و زخم ما نمایان است ۳
دم عیسی است طالب را سموم وادی ایمن
که جنت کعبه رو را سایهٔ خار مغیلان است ۴
چه حرف است این سعیدا می توان دل کند از آن لب ها
که هم مرجان و هم یاقوت و هم لعل بدخشان است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - در خانه ای که جای کسی نیست جای ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - جامه از رنگ و از گلشن بدن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.