هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و اندوه ناشی از هجران سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک، شمع، و آتش، احساسات درونی خود را بیان میکند. او از روشناییهای نمادین مانند چراغ و شعله برای نشان دادن امید و عشق استفاده میکند و در نهایت به رسیدن نور و فیض به همه اشاره میکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۰۹ - چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
تا می چکد ز شیشه میم، جام روشن است ۱
بر تربت گرفته دماغان هجر او
دایم چراغ روغن بادام روشن است ۲
شمع حیات صبحدم از هر که شد فنا
دیدم به جای او دگری شام روشن است ۳
سر تا به پا لطافت معنی است قامتش
آری که شعله را همه اندام روشن است ۴
اظهار سوز دل به زبان احتیاج نیست
در خانه آتشی است که تا بام روشن است ۵
فیضش به خاص و عام رسد هر کجا که هست
آن را که همچو شمع سرانجام روشن است ۶
نوبت رسد شبی به سعیدای بینوا
امروز گرچه شمع نکونام روشن است ۷
تا می چکد ز شیشه میم، جام روشن است ۱
بر تربت گرفته دماغان هجر او
دایم چراغ روغن بادام روشن است ۲
شمع حیات صبحدم از هر که شد فنا
دیدم به جای او دگری شام روشن است ۳
سر تا به پا لطافت معنی است قامتش
آری که شعله را همه اندام روشن است ۴
اظهار سوز دل به زبان احتیاج نیست
در خانه آتشی است که تا بام روشن است ۵
فیضش به خاص و عام رسد هر کجا که هست
آن را که همچو شمع سرانجام روشن است ۶
نوبت رسد شبی به سعیدای بینوا
امروز گرچه شمع نکونام روشن است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - عقل هندوی میفروش من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.