هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره تسلط غم و ناامیدی بر زندگی اوست. او از دست دادن اختیار خود را توصیف میکند و از سرنوشت و فلک شکایت دارد. شاعر احساس میکند که در دام غم و اندوه گرفتار شده و امید و شادی از او دور شده است. همچنین، او به بندگی و وابستگی عاطفی خود اشاره میکند و از ناعادلانه بودن جهان مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تسلط غم نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۲۱ - آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
از دست اختیار، عنانم گرفته است ۱
من تیغ نیستم که به چرخم فتاده کار
پس از چه رو فلک به فسانم گرفته است؟ ۲
شد گرد راه توسن دل، بیستون دل
حق نگاه سرمه فشانم گرفته است ۳
بالله من نه نیکم و نی ز اهل دانشم
بیهوده آسمان به [گمانم] گرفته است ۴
در روز بازخواست کجا می کند قبول
ترک ستمگر آنچه نهانم گرفته است ۵
بربسته است کثرت خمیازه راه حرف
دست خمار باده، دهانم گرفته است ۶
محبوب زیر بال و پر و طوق بندگی
حقا که طرز فاخته جانم گرفته است ۷
شادی کناره گیر که در بزم روزگار
غم با دو دست خود ز میانم گرفته است ۸
افلاک باز بی سر و پا چرخ می زند
آه دل کدام ندانم گرفته است؟ ۹
سلطان غم نگر که سعیدا به زور فکر
اقبال [و] بخت و تخت روانم گرفته است ۱۰
از دست اختیار، عنانم گرفته است ۱
من تیغ نیستم که به چرخم فتاده کار
پس از چه رو فلک به فسانم گرفته است؟ ۲
شد گرد راه توسن دل، بیستون دل
حق نگاه سرمه فشانم گرفته است ۳
بالله من نه نیکم و نی ز اهل دانشم
بیهوده آسمان به [گمانم] گرفته است ۴
در روز بازخواست کجا می کند قبول
ترک ستمگر آنچه نهانم گرفته است ۵
بربسته است کثرت خمیازه راه حرف
دست خمار باده، دهانم گرفته است ۶
محبوب زیر بال و پر و طوق بندگی
حقا که طرز فاخته جانم گرفته است ۷
شادی کناره گیر که در بزم روزگار
غم با دو دست خود ز میانم گرفته است ۸
افلاک باز بی سر و پا چرخ می زند
آه دل کدام ندانم گرفته است؟ ۹
سلطان غم نگر که سعیدا به زور فکر
اقبال [و] بخت و تخت روانم گرفته است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.