هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلبستگی به معشوق، ناامیدی از رسیدن به او، و پیری و زوال عمر سخن میگوید. شاعر از دشواریهای راه عشق و ناکامیهای خود مینالد و در نهایت به تسکین دل در عالمی دیگر اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به ناامیدی و پیری، برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۲۵ - ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
گذشتن از سر کوی تو مشکل افتاده است ۱
به یک کرشمه رساند به پیشگاه امید
چه شد که مرکب توفیق در گل افتاده است؟ ۲
به یک دو ساغر می هر که آمد از جا رفت
به غیر خم که در این بزم، کامل افتاده است ۳
دلم به عالم تسکین گرفته است مقام
چو [کشتیی] که ز دریا به ساحل افتاده است ۴
زبونی تو سعیدا ز دست پیری نیست
که نخل عمر تو از بار و حاصل افتاده است ۵
گذشتن از سر کوی تو مشکل افتاده است ۱
به یک کرشمه رساند به پیشگاه امید
چه شد که مرکب توفیق در گل افتاده است؟ ۲
به یک دو ساغر می هر که آمد از جا رفت
به غیر خم که در این بزم، کامل افتاده است ۳
دلم به عالم تسکین گرفته است مقام
چو [کشتیی] که ز دریا به ساحل افتاده است ۴
زبونی تو سعیدا ز دست پیری نیست
که نخل عمر تو از بار و حاصل افتاده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.