خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی معشوق، سردرگمی دل، ناامیدی از تقدیر و ستایش عشق صادقانه سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند رحمت الهی، گدایی عاشقانه و تقدیر ناخوشایند دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'طالع کشته' و 'بیگناه افتاده است' ممکن است حاوی بار معنایی غمگینانه باشد که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۲۶ - چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
دلربایی شیوهٔ چشم سیاه افتاده است ۱
با گلت مانند سازد یا به خورشید و قمر
در میان این سه، دل در اشتباه افتاده است ۲
می شود نیلوفر آن رخساره گاهی از نسیم
از نزاکت بر رخش تاب از نگاه افتاده است ۳
از غبار سینه ها پوشیده شد راه امید
بسکه طالع کشته در این شاهراه افتاده است ۴
خاطر زاهد نشد فارغ ز فکر بوریا
دایماً این نقش در این کارگاه افتاده است ۵
قدردان عاشق صادق بود آن پرغرور
کز سواد خط شکستی در سپاه افتاده است ۶
تیزگامی های دولت کن قیاس از آفتاب
صبح تا برداشت سرشامش کلاه افتاده است ۷
من گدای کوی آن سلطان بختم کز نیاز
چون گدایان بر در او پادشاه افتاده است ۸
می نوازد رحمتش گویند هر جا عاصیی است
وای بر حال سعیدا بی گناه افتاده است ۹
دلربایی شیوهٔ چشم سیاه افتاده است ۱
با گلت مانند سازد یا به خورشید و قمر
در میان این سه، دل در اشتباه افتاده است ۲
می شود نیلوفر آن رخساره گاهی از نسیم
از نزاکت بر رخش تاب از نگاه افتاده است ۳
از غبار سینه ها پوشیده شد راه امید
بسکه طالع کشته در این شاهراه افتاده است ۴
خاطر زاهد نشد فارغ ز فکر بوریا
دایماً این نقش در این کارگاه افتاده است ۵
قدردان عاشق صادق بود آن پرغرور
کز سواد خط شکستی در سپاه افتاده است ۶
تیزگامی های دولت کن قیاس از آفتاب
صبح تا برداشت سرشامش کلاه افتاده است ۷
من گدای کوی آن سلطان بختم کز نیاز
چون گدایان بر در او پادشاه افتاده است ۸
می نوازد رحمتش گویند هر جا عاصیی است
وای بر حال سعیدا بی گناه افتاده است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - غم دماغم را پریشان کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.