خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق و فقر معنوی میپردازد. شاعر بیان میکند که هر سخن ارزشمند از دل برمیآید و عاشقان واقعی با یاد معشوق از خود فانی میشوند. همچنین، او اشاره میکند که رسیدن به کمال معنوی از طریق فقر و نیاز به یار ممکن است و هیچ چیزی به پای قامت معشوق نمیرسد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در متن، درک آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. این محتوا برای افرادی مناسب است که توانایی درک مفاهیم انتزاعی و عرفانی را دارند.
شماره ۱۳۴ - هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است
هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است
از چشمه سار آبلهٔ دل رسیده است ۱
آن کاو به یاد کوی تو از خود بریده است
ناکرده قطع راه، به منزل رسیده است ۲
از شوق روی یار ز راه نیاز و عجز
خوشحال آن که او به در دل رسیده است ۳
سروی به غیر قامت دلجوی یار من
هرگز کسی ندیده به حاصل رسیده است ۴
ما را همین بس است سعیدا که صائبا
گفتا وجود فقر تو کامل رسیده است ۵
از چشمه سار آبلهٔ دل رسیده است ۱
آن کاو به یاد کوی تو از خود بریده است
ناکرده قطع راه، به منزل رسیده است ۲
از شوق روی یار ز راه نیاز و عجز
خوشحال آن که او به در دل رسیده است ۳
سروی به غیر قامت دلجوی یار من
هرگز کسی ندیده به حاصل رسیده است ۴
ما را همین بس است سعیدا که صائبا
گفتا وجود فقر تو کامل رسیده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.