هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، مرگ، و ناپایداری دنیا سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند جنت، دوزخ، کوه، دریا، و چرخ، به بیان احساسات عمیق و فلسفی خود میپردازد. در پایان، اشارهای به داستان لیلی و مجنون دارد که نماد عشق بیپایان و رنجهای آن است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند مرگ، رنج عشق، و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۳۷ - جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
دوزخ ز غم عشق تو یک سینه کبابی است ۱
آن کس که گلو را به دم تیغ تو تر کرد
او را به نظر چشمهٔ حیوان دم آبی است ۲
در چشم خرد، کوه تن و بی سر و پایی است
دریا لب خشکی و گهر قطرهٔ آبی است ۳
عالم دو زمان بر صفت خویش نباشد
ای بی خبران چتر فلک قصر حبابی است ۴
ما را گله از قاضی عنتاب نباشد
فتوی ده این شهر شما طرفه جنابی است ۵
ای چرخ به رندان جهان این همه مستی
با آن که به مینای تو یک جرعه شرابی است ۶
افتاده به گردن گذاران است شب و روز
آخر به کجا تا کشد این طرفه طنابی است ۷
مشکل همه بر روی زمین است مترسید
در زیر زمین یک دو سؤالی و جوابی است ۸
اوقات حیات و نفس بازپسین است
در رهگذر مرگ درنگی و شتابی است ۹
صحرا چه کند گر نکند خاک به فرقش
کوه از غم او خون دل و چشم پرآبی است ۱۰
دست از همه بردار و سبکبار شو امروز
فردای قیامت به میان پای حسابی است ۱۱
بشنو صفت لیلی و مجنون ز سعیدا
آن خانه براندازی و این خانه خرابی است ۱۲
دوزخ ز غم عشق تو یک سینه کبابی است ۱
آن کس که گلو را به دم تیغ تو تر کرد
او را به نظر چشمهٔ حیوان دم آبی است ۲
در چشم خرد، کوه تن و بی سر و پایی است
دریا لب خشکی و گهر قطرهٔ آبی است ۳
عالم دو زمان بر صفت خویش نباشد
ای بی خبران چتر فلک قصر حبابی است ۴
ما را گله از قاضی عنتاب نباشد
فتوی ده این شهر شما طرفه جنابی است ۵
ای چرخ به رندان جهان این همه مستی
با آن که به مینای تو یک جرعه شرابی است ۶
افتاده به گردن گذاران است شب و روز
آخر به کجا تا کشد این طرفه طنابی است ۷
مشکل همه بر روی زمین است مترسید
در زیر زمین یک دو سؤالی و جوابی است ۸
اوقات حیات و نفس بازپسین است
در رهگذر مرگ درنگی و شتابی است ۹
صحرا چه کند گر نکند خاک به فرقش
کوه از غم او خون دل و چشم پرآبی است ۱۰
دست از همه بردار و سبکبار شو امروز
فردای قیامت به میان پای حسابی است ۱۱
بشنو صفت لیلی و مجنون ز سعیدا
آن خانه براندازی و این خانه خرابی است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - عالم ز دستگاه کمالش نمونه ای است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.