هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت، عشق، و حیرت در برابر حوادث زندگی سخن میگوید. شاعر از ملامتهای درونی، انتظار برای معشوق، و عجایب دنیا مینالد و به ناپایداری زمانه اشاره میکند. در نهایت، امید به رسیدن گنجینهای عجیب از غیب را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنجهای عاطفی و نگاه انتقادی به زمانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۸ - دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
تنم برای حوادث بهانهٔ عجبی است ۱
خبر ز آمدن او به گوش می آید
مگر رسید قیامت، نشانهٔ عجبی است ۲
اگر رسم به وصال تو، عمر هجران را
چها گذشته بگویم فسانهٔ عجبی است ۳
بسی سفر به جهان کرده ایم و حیرانیم
که هیچ اهل ندیدیم خانهٔ عجبی است ۴
شراب نوش به قاضی و محتسب هم ده
که واجب است رعایت، زمانهٔ عجبی است ۵
طلب ز غیب سعیدا هر آنچه می خواهی
که می رسد به تو آخر خزانهٔ عجبی است ۶
تنم برای حوادث بهانهٔ عجبی است ۱
خبر ز آمدن او به گوش می آید
مگر رسید قیامت، نشانهٔ عجبی است ۲
اگر رسم به وصال تو، عمر هجران را
چها گذشته بگویم فسانهٔ عجبی است ۳
بسی سفر به جهان کرده ایم و حیرانیم
که هیچ اهل ندیدیم خانهٔ عجبی است ۴
شراب نوش به قاضی و محتسب هم ده
که واجب است رعایت، زمانهٔ عجبی است ۵
طلب ز غیب سعیدا هر آنچه می خواهی
که می رسد به تو آخر خزانهٔ عجبی است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - گریه در بزم یار، بی ادبی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.