هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از عناصر طبیعت مانند آفتاب و آتش برای بیان مفاهیم عمیق عشق و رنج استفاده می‌کند. همچنین به مفاهیمی مانند عرفان، خدمت به پیر مغان، و سفر عشق اشاره دارد. شاعر از استعاره‌های زیبا برای توصیف احساسات و تجربیات عرفانی بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۴۱ - آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است

آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
آتش از گرمی روزش خبر معتبری است ۱

زلف، مخصوص رخ موی میانان باشد
سنبلی هست درآویخته هر جا کمری است ۲

همچو الماس دم تیشهٔ او کارگر است
تا به فرهاد جگر خسته ز شیرین نظری است ۳

گرچه صوفیه ندارند به کف هیچ هنر
عیب پوشیدن این فرقه عجایب هنری است ۴

خدمت پیر مغان ساز که بی منت پا
تا به سرمنزل مقصود چه خوش راهبری است ۵

توشه خوناب جگر، یار و مصاحب غم و درد
طرفه راهی است ره عشق عجایب سفری است ۶

گذر از جان و سعیدا قدمی پیش گذار
بی تکلف که سر کوی بتان خوش گذری است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.